U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
December 02, 2025 at 02:47 PM
تجربه خیانت همسر :

سلام وقت بخیر
تو کانال در مورد خیانت خوندم خواستم منم از خیانتی که بعد از ۲۰ سال زندگی کردن باهاش رو تعریف کنم
سال سوم زندگیمون یکبار خیانت کرد بهم ولی بخاطر پسرم بخشیدم و گذشتم
ولی بعد گذشت چند سال الان سه ساله که باز داره بهم خیانت می‌کنه تو این سه سال خیلی باهاش حرف زدم و گفتم من که هیچی ولی به خاطر بچه هامون هم که شده برگرد به زندگیت
به غلط کردن میفته یک هفته ظاهری خوب میشه ولی باز ادامه میده
بعد عید امسال دوباره مچشو گرفتم هم چت هم تماس هم فیلمی که تو گوشیش نباید می‌دیدم رو دیدم
باهاش حرف زدم گفتم یا طلاق یا اینکه دیگه با من کاری نداشته باش فکر کن من پرستار بچه هاتم
باز هم به غلط کردن افتاد ولی باز ادامه داد
الان دو ماهه جنگ و جدال داریم
هفته‌ی پیش با پدر و مادرش هم حرف زدم وساطت کردن گفتن اینبار خطا کنه خودمون طلاقتو میگیریم
دوستان قضاوت نکنید نگید چرا تا الان موندی و سوختی و ساختی
تا مادر نباشید متوجه نمیشید چی میگم
نمیخوام بچه هام بچه‌ی طلاق باشن اونم تو این جامعه ای که داریم
ببخشید طولانی شد فقط برام دعا کنید خدا یه مسیر درست رو جلوی راهم قرار بده
و در آخر اینکه کاش بابام بود پشتوانه‌ی هر دختری پدرشه💔.
- 💔
تجربه‌های ازدواج و روابط
0 پسند

نظرات

1417 نظر
A
ناشناس
July 11, 2026 at 01:20 AM
احسنت . کاملا موافقم . قطعا ما نه تنها شمع و لامپ بلکه خورشد هم باشیم نمیتونیم نور رو داخل خونه ای ببریم که از عمد پرده هاش رو کشیده. برای درمان حتما و قطعا و لزوما نیازمند همراهی طرفین هستیم . اما همونطور که خودتونم فرمودید و منم بهش اشاره و تاکید داشتم این برا گاهی اوقاته که مخاطب ما از سر انتخاب و عمد و قصد این کار رو کرده باشه نه در تمام موارد ارتکاب خیانت . چون حتما بر این واقف هستید گاهی این رفتاری که ما اسم خیانت رو روش میگذاریم در اصل فرار از وضع موجود خانواده ست که در این صورت شخص فاعل به نوعی درصد پایینی از بار مسئولیت رو به دوش میکشه. حرف بنده سر تفکیک قائل شدن در تنوعی هست که واقعا وجود داره و حتما نسخه مطلوب برای کیس هایی که شما برش تاکید دارید همونه.
0 پسند
A
ناشناس
July 10, 2026 at 03:59 AM
تحلیلِ شما در مورد اینکه هر انتخابی، «جبرِ مختارانه» خودش را به همراه دارد، دقیق بود. دقیقاً همین‌جاست که گره ماجرا مشخص می‌شود. بله، ما در قبالِ همدیگر مسئولیم و این بسیار پسندیده است که قبل از رسیدن به بحران، یاد بگیریم ریشه‌ها را بشناسیم. اما نکته اینجاست: تا کجا؟ مسئولیتِ ما به عنوانِ اطرافیان تا جایی است که «شمعِ وجودِ خودمان» خاموش نشه. تحلیل کردن و کمک کردن، نباید به قیمتِ قربانی شدنِ عزت‌نفسِ کسی تمام بشه که شریکِ زندگی‌اش، آگاهانه و با انتخابِ مسیرِ اشتباه، هر دو را به آن جاده کوهستانی کشانده است. حرفم اینه گاهی برای درمانِ یک رابطه، طرفینِ رابطه (نه فقط اطرافیان) باید به یک اندازه «بخواهند» و «تلاش کنند». بدونِ همراهیِ فاعلِ اصلی، این تحلیل‌ها شاید فقط مسکنی موقت برای دردی عمیق باشن...
با احترام.
0 پسند
A
ناشناس
July 10, 2026 at 03:42 AM
هر دو قسمت کلامتون رو قبول دارم اما با این ملاحظات : اولا منم به این تنوع طلبی در برخی از خیانتها معتقدم و حرفم بر سر انکارشون نبود بلکه بیان تنوع ادله ی خیانت بود و به یک دید ندیدنشون . بله . تنوع طلب بودن شخص فاعل هم یکی از دلایلشه . ثانیا عمدتا مساله انتخابه در مسایل بشر و خیلی کم در دایره اجبار و قربانی شدن قرار میگیریم . بیشتر اون مواقعی که از مجبور بئدن دم میزنیم تفسیر و تحلیل واقعیش این میشه که مثلا یک زمانی کاملا مختارانه و آگاهانه در بین چند خودرو که توان انتخاب و خریدد همه شون رو داشتم بنابه دلایلی پراید رو انتخاب کردم و الان که تو ی جاده کوهستانی سخت افتادم مجبورم نتونم بالا برم ( دقت کنید در این تعبیر : مجبورم نتونم) بیشتر این مجبور بودنهای بشر هم حاصل یک انتخاب آگاهانه و آزادانه و مختارانه بوده که غافل از این بودیم هر انتخابی متعاقبش یک اجبارهایی هست . انتخاب اختیاریه اما خود اون منتخب شرایط خودش رو داره و ما در رعایت اون شرایط مجبوریم . ثالثا اینکه بله بر این نکته هم قائلم که در وسط رودخونه نمیشه شنا آموزش داد و برای کسی که گرفتار یک بلاست نمیشه انتظاراتی رو داشت که از یک شخص فارغ میشه داشت اما مگر این نمیشه یعنی اصلا نمیشه یا سخته ؟ که من معتقدم سخته و نمیگم اصلا نمیشه. بسته به طرفین آموزگار و آموزنده متفاوته. و آیا ما در قبال هم مسئولیت نداریم؟ این بنده خدا شرایط اینو نداره که تو مساله عمیق ورود کنه ماهایی که اطرافشیم چی؟ ما چرا نمیتونیم بریم و تحلیل کنیم؟ و خود ایشونم اگه باهامون بیاد و کنارش باشیم بازم سخته؟ گمان نکنم. و آیا این حرفهای من و بیانات شما فقط برا ایشونه ؟ برا خودمون و بقیه نیست؟ حتما باید در یک وضعیتی گرفتار بشیم تاا بفکر بیفتیم که درد چیه و درمان چطوریه؟
0 پسند
A
ناشناس
July 10, 2026 at 03:16 AM
حرفتون درباره ریشه‌دار بودن بعضی رفتارها قابل تامله، اما به نظرم نمی‌شه همیشه خیانت رو نتیجه مسائل عمیق و پیچیده دونست. گاهی ماجرا به همین سادگیه که فرد تنوع‌طلبه، مسئولیت‌پذیر نیست یا نمی‌خواد به تعهدش پایبند بمونه. درست نیست هر خیانتی رو حتما تبدیل کنیم به یک بحران چندلایه روانی که انگار فاعلش هم صرفا قربانی شرایطه. بعضی وقت‌ها خیانت، قبل از هر چیز، یک انتخابه.. واقعاً.
0 پسند
A
ناشناس
July 10, 2026 at 02:58 AM
درک میکنم حس و حالت رو اما چون آدمیم و نمیشه مسایل آدم رو به دید درست ندید و توقع درمان داشت عرض میکنم خدمتت. ماها ( آدما منظورمه) حاصل در هم تنیدن چندین مساله و مشکلیم گاها که نمود عملی و واقعیش تنها در یک قالب نمایش داده میشه . با وجود یکی بودن نمایش اما بسیار در فرایند مختلفیم. یعنی چیزی شبیه به اینکه شاعر میگه : دانه فلفل سیاه و خال محبوبم سیاه/ هردو جانسوزند ولی این کجا و آنکجا؟ یعنی ما عادت کردیم که هر نوع رابطه ی خارج از ازدواج رو خیانت اسم بزاریم( که اسم گذاریش درسته) اما نمیریم داخل موضوع و دلیلش تا تفاوتهاش رو ببینیم. اصطلاحا همه رو با ی چوب میزنیم. و معلومه که تا زمانی که برای چندین درد ما فقط یک درمان داشته باشیم چیزی که ثابت میمونه همون درده. ی قرص تو خونه داشته باشیم و چندین مریضی . برا همین بازم میگم درک میکنم وضعیتت رو اما با توجه به چیزهایی که گفتی گمان میکنم موضوعت اسمش خیانته اما درونش مسایل دیگه ایه . فعلا هم بگم خوب کردی که جدا نشدی اما بسیار بد کردی که تا حالا تو چیستی و چراییش دقت نکردی و عمیق نشدی . ما بوته ی شوم مشکل رو عادت کردیم که یا هرس کنیم و یا مخفی در حالی که کشاورز ماهر اونو از ریشه برمیداره . ما انسانها از خیلی جهات تنبل شدیم مهمترینش اداره ی خودمونه
0 پسند
A
ناشناس
July 10, 2026 at 02:26 AM
بچه هات بچه طلاق باشن خیلی بهتره تا تو اون زندگی نکبتی باشن
0 پسند
A
ناشناس
June 07, 2026 at 02:09 PM
مرد بخاطر زن تغییر میکنه
0 پسند
A
ناشناس
June 07, 2026 at 01:58 PM
برید پیش مشاور.تو خیلی قوی هستی که تا حالا ادامه دادی .
طلاق راه حل خوبی نیست
همونطور که تو بخاطر بچه هات راضی به طلاق نیستی اون هم بخاطر بچه هاش باید اصلاح کنه خودشو‌.
0 پسند
A
ناشناس
February 27, 2026 at 09:39 AM
حالا بگیدچرادختربه اینادادین چون ظاهری ازاین خانواده های جانمازابکش و مذهبی بودن و بعدها فهمیدیم چه موزمارهایی هستند خانوادگی همشون ضدعروس و داماد بودن ودائما کارشون بود خودشونو خیلی بالاترمیدیدن .....
0 پسند
A
ناشناس
February 27, 2026 at 09:36 AM
خواهرجان مثل شما زیاد هستند وخیلی صبوری میکنند (خواهرم بادوتا بچه آخرمجبورشد جدابشه شوهرش کلا هوش دنبال این کارابودوپدرم چندسال برای خواهرم تودادگاها دوندگی کردتابتونه طلاقشوبگیره)وبه خاطر بچه ها کوتاه میان ولی آخرش همون راه طلاقو میرن چون اون مرد اگر واقعا همسروبچه هاش ودوستداشت دنبال یک زن ودختردیگه نمیفتاد
0 پسند

ثبت نظر شما