U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
November 09, 2025 at 05:44 AM
تجربه دعا گرفتن از دعانویس :

سلام منم خواستم تجربه خودمو راجب دعا بگم
میدونم خیلیاتون اصلا اعتقادی به دعا و طلسم ندارید و فک میکنید که اینا همش دروغه و اصلا نیستش
اگه برید سرچ کنید یا پیگیر بشید متوجه میشید که طلسم هست و تو ایران که مردمان به شدت حسود و کینه ای داره بیشترم هست حالا راجب طلسمی که یهودیا مینویسن کاری ندارم
من ۱۹ ،۲۰ سالم بود که خالم و شوهر خالم اومدن واسه خاستگاری برا پسرشون پسرخالم پسرخوبی بود ولی زیادی بچه ننه بود جواب منفی دادم و میخواستم درس بخونم..سر همین خالم و شوهر خالم با ما قهر کردن جوری که اصلا دیگه باهامون رفت امد نمیکردن حرف نمیزدن هر کجا ماهارو میدیدن روشونو اون ور میکردن
خلاصه من لیسانسمو گرفتم اینا دیدن درسم تموم شده مادربزرگمو فرستادن که ببین نظرم عوض شده یا نه که باز گفتم نمیخامش..که دیگه اخلاقشون بدتر شد
یه خاستگار خوب برام اومد که هم خودش هم خانوادش ادمای بسیار خوب و با فرهنگی بودن کلی هم پرسوجو کردیم همه تعریفشونو کردن جواب مثبت دادم عقد کردیم دو سه ماه از عقدم گذشته بود واقعا نامزدمو دوس داشتم مهرش به دلم نشسته بود همین موقه ها به طور تعجب اوری خالم و شوهرش اومدن خونمون و جوری رفتار کردن انگار اصلا از اولش با ما قهر نبودن چندبار دعوتمون کردن ماهم خوش باور تازه خوشحالم بودیم که رابطمون خوب شده کم کم اخلاق و رفتارم عوض شد عصبی شدم تندخو شدم اصلا راضی به دیدن نامزدمو خونوادش نمیشدم بدون هیچ دلیلی.. بعد چهارماه نامزدی خونواده ها تصمیم به عروسی گرفتن من چندبار به مامانم گفتم دلم نمیخاد عروسی بگیریم ولی حرفمو گوش ندادن و عروسی کردیم وقتی رفتیم خونه خودمون به هیچ عنوان اجازه ندادم شوهرم نزدیکم بیاد بی دلیل ازش متنفر شده بودم حالم ازش بهم میخورد قیافش به نظرم زشت و بدترکیب میومد تا میخواست نزدیکم بشه دادو بیداد میکردم کتکش میزدم وقتی شوهرم میخواست نزدیکم بشه حس میکردم یه بویی ازش میاد اسمشو گذاشته بودم بوی شهوت بنظرم بدترین بوی دنیا بود تا اون بو به مشامم میرسید واقعا دیوونه میشدم و اصلا اجازه نمیدادم شوهرم بهم دست بزنه این رفتارم یکسال طول کشید بدون اینکه کسی خبر داشته باشه حتی خونواده هامون یعنی شوهرم اجازه نداد کسی بفهمه یه روز که شوهرم نزدیکم شد من دادمیزدم گریه میکردم میگفتم من اینطوری نبودم نمیدونم چم شده تا اینو گفتم شوهرم به دلش افتاد که شاید منو دعا کردن چند جا رفت پیش دعانویس پیش هرکدوم که رفت گفتن زنتو طلسم کردن هم نامزدی هم شب عروسی خیلی پول خرج کرد که باطل کنن ولی نشد یکی بهش گفته بود زاهدان هستن که باطل کنن منم برد وقتی رفتیم مرده بهم گفت یکی از نزدیکانتون طلسمت کرده شب عروسی برات چله بریدن هرچی که قبلیا گفته بودن این اقا گفت و گفتش که تو خونتون همونا یه نمازی خوندن که عجیب غریبه تا اینو گفت همسرم گفت کارشوهرخالمه چون موقه چیدن جهیزیه دیده بود همچین نمازی میخونه ولی نمیدونست مربوط به طلسم هستش و طلسمو باطل کرد
بعد اون من درست شدم حالم خوب شد دیگه به نظرم شوهرم زشت نبود کم کم حس های قبلیم بهش برگشت و الان هشت ساله که به خوبی باهم زندگی میکنیم قضیه رو به مامانمو بابام گفتیم مامانم خیلی حالش بد شد عاقشون کرد شوهر خالم همون موقه ها سرطان گرفت فوت کرد دوتا از بچه هاش طلاق گرفتن زندگیاشون خراب شده خالم کلی مریضی گرفته روزایی که قرار بود بهترین باشه برام به بدترین روز تبدیل کردن ولی من بخشیدم و واگذار کردم به خدا همون دعا و طلسم ها انگار برگشته به خودش و بچه هاش
میدونم طولانی شد فقط خواستم تجربمو بگم تا نگید اینا خرافاته از ادمای حسود و کینه ای همه چی برمیاد.
- 🫶
تجربه‌های ازدواج و روابط
1 پسند

نظرات

994 نظر
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:48 AM
ما اون لحطه خیلی استرس گرفتیم تازه و تمیز تو برگ سبز بود.فقط پدرم سریع آتیش زد گفت بشنوم جایی بگید ناراحت میشم. صمم بکم .انگار اصلا ندیدین .گفت همه اقوام هستیم نمیخوام سوتفاهم بشه
0 پسند
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:47 AM
چشم زخم وجود علمی داره مثل کنترل عمل میکنه🚶‍♀🚶‍♀
0 پسند
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:47 AM
خیلی واسش ناراحتم .چون دوستم به شدت حالش بد بود تو زندگی .با اینکه همسرش هم خیلی خوب و شریفه .دخترشون مریضه تیک عصبی داره .واقعا من بهش گفتم اینو پیدا کردی شاید نور زندگیت برگرده با باطل کردنش .ولی من هیچی نمیدونم ازم نخواه کمک کنم بهت
0 پسند
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:47 AM
بله همینه دیگه که دنیا داره به سریع ترین شکل پیشرفت میکنه و هر سال چیزای جدیدی ارائه میدن تو تمام زمینه ها اونوقت ما گیر کردیم توی طلسم و دعا نویس و چشم زخم و این داستانا 😂
0 پسند
B
B_i_t_a_a
November 09, 2025 at 06:47 AM
اتیش نزنید دعا رو به اب بسپاریدش
0 پسند
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:46 AM
هر گز بهش نمیگم هرگز.میترسم حتی کمک کنم .من متنفرم از این جریانات تلخ و منفی .از اون روز که کاغذ رو دیدم به سایه خودمم شک دارم .چون روز عقد خودمم زیر پا دری یه دعا بود ولی بابام آتیشش،زد و گفت اصلا بحثش هم نکنید.و تا الان الحمدلله مشکلی نبوده
0 پسند
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:44 AM
امیدوارم همین بشه
0 پسند
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:44 AM
دعا نویس خوب سراغ دارم
0 پسند
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:43 AM
شمارش رو داری؟
0 پسند
A
ناشناس
November 09, 2025 at 06:43 AM
اونروز دوستم یه نیم متر کاغذ ،ده در ۵۰ یا ۶۰ سانت نشونم داد گفت لای دیوار ترک خورده مادرم اینا که روش پیچک بود و دیده نمیشد اتفاقی پیدا کردم .وقتی نشونم داد یخ کردم این کاغذ برا ۶ سال پیش بوده دقیقا زمان ازدواج دوستم .کلی نفرین و دعا و جادو و در خواست مرگ مریضی و جدایی توش بود .و واقعا دوستم لب مرز جدایی هست الان میگه نمیدونم چیکار کنم .نمیدونم کی چنین کاری کرده😔
0 پسند

ثبت نظر شما