تجربه نامزدی و طلاق :
سلام و عرض ادب
من خانم هستم
حدود ۱۱سال پیش نوه عمه م عقد کردم
دوست ش داشتم اونم همینطور
دوطرفه بود
طوری که سرمهریه وقتی به مشکل برخوردن خانواده ها اقا پسر کفت هرچی خانم بگه همونه
شغل اقا لباس فروش بود
خانواده مذهبی بودن
و نسبتا ضعیف
ما هم مرفه نبودیم اما پدرم هیچی برام کم نذاشته بود
بارها بهم گفت این پسر نمیتونه تورو خوشبخت کنه تو تو رفاه بزرگ شدیدا این باید با سختی بگذرونی وووو
خلاصه ابتدا ایشون سربازی رفت و بخاطر تاهل افتاد شهر خودمون و زود هم تموم شد و سریع هم برگشت سرکار
مغازه اجاره کرد
منتها چون بلند پرواز بود همیشه هشت ش گرو نه ش بود
خلاصه کار به جایی رسید که چک هاش برگشت خورد نزول کرد
بازم نشد
یه روز به من کفت بیا برات دسته چک باز کنم من بتونم کارو ادامه بدم برون چک نمیشه
اول قبول نکردم ولی بعدش دیدم چیکار کنم نامزدمه قبول کردم باز کردم اما بعد از باز کردن دسته چک با مشورتی که داشتم دسته چک و ندادم و قایمش کردم
اونم رفت سراغ مادرش و توسط اون دسته چک باز کرد
خلاصه گذشت تا اینکه به اختلاف خوردیم اقدام و خودم با کس دیگه دیده بودیمش
و گفتم دیگه نمیخوام
طلاق بگیریم
تو این هاگیر واگیر دسته چک ما تو اسباب کشی گم شد سه ماه از اختلاف مون گذشته بود گفتم یه زنگ به بانک بزنم ناشناس یه استعلام بگیرم
و اینجا بود که دیدم نامردی حد و مرز نداره
اقا دسته چک و برداشته بود جون امضا بسیار ساده بود (زمان دسته چک گرفتن اصرار داشت امضا ساده بزنم نگو کلک داشته )
چک هارو امضا و خرج کرده بود و برگشت خورده بود و جالب اینه زمان افتتاح حساب شماره خودشو داده بود
سرتون و درد نیارم پدرم وکیل گرفت شکایت کرد
اولش اقا میکفت زن خودمه به کسی ربط نداره امضا کردم که کردم
پدرم بهش گفت برو به قاضی هم همینو بگو
وقتی دید اوضاع خرابه از ایران فرار کرد
و من موندم و چک ها
البته با کمک وکیل و صاحب یکی از چک ها توسط آگاهی و تشخیص خط ثابت شد دست خط و امضا من پای چک ها نبوده
بعد یک و نیم سال با وجود فراری بودن طلاق گرفتم و هنوز که هنوزم ایشون فراری ه و اونجا ازدواج هم کرده اما پدرم همچنان هر شش ماه یک باز ممنوع الخروجی شو تمدید میکنه و میگه بالاخره یه روز برمیکرده و باید سزای اعمالشو ببینه
اینو گفتم که حتی به همسرتون هم صد درصد اعتماد نکنید
مادر کلاس قران رفته ایشون بعد گند کاری پسرش عوض معذرت خواهی پررویی هم میکرد
ممنون که وقت گذاشتید.
- 🔫
سلام و عرض ادب
من خانم هستم
حدود ۱۱سال پیش نوه عمه م عقد کردم
دوست ش داشتم اونم همینطور
دوطرفه بود
طوری که سرمهریه وقتی به مشکل برخوردن خانواده ها اقا پسر کفت هرچی خانم بگه همونه
شغل اقا لباس فروش بود
خانواده مذهبی بودن
و نسبتا ضعیف
ما هم مرفه نبودیم اما پدرم هیچی برام کم نذاشته بود
بارها بهم گفت این پسر نمیتونه تورو خوشبخت کنه تو تو رفاه بزرگ شدیدا این باید با سختی بگذرونی وووو
خلاصه ابتدا ایشون سربازی رفت و بخاطر تاهل افتاد شهر خودمون و زود هم تموم شد و سریع هم برگشت سرکار
مغازه اجاره کرد
منتها چون بلند پرواز بود همیشه هشت ش گرو نه ش بود
خلاصه کار به جایی رسید که چک هاش برگشت خورد نزول کرد
بازم نشد
یه روز به من کفت بیا برات دسته چک باز کنم من بتونم کارو ادامه بدم برون چک نمیشه
اول قبول نکردم ولی بعدش دیدم چیکار کنم نامزدمه قبول کردم باز کردم اما بعد از باز کردن دسته چک با مشورتی که داشتم دسته چک و ندادم و قایمش کردم
اونم رفت سراغ مادرش و توسط اون دسته چک باز کرد
خلاصه گذشت تا اینکه به اختلاف خوردیم اقدام و خودم با کس دیگه دیده بودیمش
و گفتم دیگه نمیخوام
طلاق بگیریم
تو این هاگیر واگیر دسته چک ما تو اسباب کشی گم شد سه ماه از اختلاف مون گذشته بود گفتم یه زنگ به بانک بزنم ناشناس یه استعلام بگیرم
و اینجا بود که دیدم نامردی حد و مرز نداره
اقا دسته چک و برداشته بود جون امضا بسیار ساده بود (زمان دسته چک گرفتن اصرار داشت امضا ساده بزنم نگو کلک داشته )
چک هارو امضا و خرج کرده بود و برگشت خورده بود و جالب اینه زمان افتتاح حساب شماره خودشو داده بود
سرتون و درد نیارم پدرم وکیل گرفت شکایت کرد
اولش اقا میکفت زن خودمه به کسی ربط نداره امضا کردم که کردم
پدرم بهش گفت برو به قاضی هم همینو بگو
وقتی دید اوضاع خرابه از ایران فرار کرد
و من موندم و چک ها
البته با کمک وکیل و صاحب یکی از چک ها توسط آگاهی و تشخیص خط ثابت شد دست خط و امضا من پای چک ها نبوده
بعد یک و نیم سال با وجود فراری بودن طلاق گرفتم و هنوز که هنوزم ایشون فراری ه و اونجا ازدواج هم کرده اما پدرم همچنان هر شش ماه یک باز ممنوع الخروجی شو تمدید میکنه و میگه بالاخره یه روز برمیکرده و باید سزای اعمالشو ببینه
اینو گفتم که حتی به همسرتون هم صد درصد اعتماد نکنید
مادر کلاس قران رفته ایشون بعد گند کاری پسرش عوض معذرت خواهی پررویی هم میکرد
ممنون که وقت گذاشتید.
- 🔫
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
757 نظرخودشون اینو گفتن
شما نمیتونی یهودی بشی،باید یهودی زاده باشی❤️
چرا نمیری حدیث جلوترشو بیاری که ممد بهش گفته باید اسلام بیاری؟:
سلیمان بن حرب برای ما روایت کرد؛ حمّاد ـ که او حمّاد بن زید است ـ برای ما روایت کرد؛ از ثابت؛ از انس رضیاللهعنه که گفت: غلامی یهودی پیامبر صلیالله علیه و سلم را خدمت میکرد. او بیمار شد، پس پیامبر صلیالله علیه و سلم برای عیادتش نزد او آمد. کنار سرش نشست و به او فرمود: «اسلام بیاور». پس غلام به پدرش که نزد او حاضر بود نگاه کرد. پدرش به او گفت: از ابوالقاسم صلیالله علیه و سلم اطاعت کن. پس اسلام آورد. آنگاه پیامبر صلیالله علیه و سلم بیرون رفت، در حالی که میفرمود: «ستایش خدای را که او را از آتش نجات داد».
در مبدان نبرد یکی مدافع هست و یکی مهاجم
در قرآن تمام آیات وضعیت تهاجمی داره
یعنی حمله داره میکنه
نه که بهش حمله شده باشه