U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
December 31, 2025 at 04:02 PM
تجربه ازدواج بدون اذن پدر :

سلام خسته نباشید دوستان ✨
میدونم هرکس عنوان این تجربه رو بخونه توی ذهنش فکر بد درباره ام میکنه و همیشه یک طرفه قضاوت میشن دخترایی مثل من ک بخاطر دل خودشون خواستن پای عشقشون بمونن.
داستان ما اینجوری بود ک ۵سال باهم دوست بودیم و خانواده هامون هم در جریان بودن و رفتار و آمد مختصری هم داشتیم ولی همیشه خانواده من مخالفت میکردن میگفتن دختر به راه دور نمیدیم و شماها اختلاف سنی تون زیاده(۱۰سال اختلاف سنی داریم) خلاصه خیلی اذیت کشیدیم با ناسزا های بسیار زیاد پدرم مواجه شدیم ، حالا بماند ک من رو هم کتک می‌زد مجبورم میکرد کات کنم با اون پسر و موبایل و ماشینم رو هم ازم می‌گرفت و...
اینم بگم ک ما خیلی مشاوره رفتیم و همه میگفتن به هم می‌خورید مشکلی نیست و حق رو به ما میدادن ولی تعصب شدید چشم پدرم رو کور کرده بود و به حرف مشاور و هیچ احد و ناسی گوش نکرد
چند روز توی خونمون جنگ شدید بود و در آخر صبرم تموم شد از خونه زدم بیرون  ، رفتم خوابگاه بعد وکیل گرفتم و درخواست ازدواج بدون اذن پدر رو کردم(مسیر سختیه ولی بهتر از کتک خوردن و مجبوری کات کردن بود) خلاصه سرتون رو درد نیارم بعد از شورای حل اختلاف ک پدرم حضور پیدا نکرد ارجاع داده شدیم دادگاه حل اختلاف ،قاضی اول با چک کردن سوابق پسر و من دید هیچ مشکلی نداریم نه معتاده نه بیکار نه دزد و قاتل و...
بعد رای مثبت رو داد چون بازم پدرم حضور پیدا نکرد و برای خودش وکیل می‌فرستاد
آخرین روزها بود ک باز پدرم اعتراض زد و باز خواست منو اذیت کنه بماند ک تهدید شده بودم ک بعد از دادگاه با ماشین منو زیر میگیره و نمیزاره به ازدواج برسم
بخاطر اعتراضش مجبور شدم چندماه صبر کنم توی خوابگاه و قاصی دوم پرونده رو بررسی کنه، از استرس داشتم میمردم دیگه نه راه پس داشتم نه راه پیش که قاضی دوم هم به نفع من رای داد گفت پدر شما از سر لجبازی داره شما رو نابود می‌کنه
خلاصه الان ۴ساله ک ازدواج کردیم و خیلی از زندگیم راضی ام ، عشقمون توی این ۴سال ذره ای کم نشده ولی خب دیگه هیچ ارتباطی خانوادم باهام ندارن چون پدرم تهدیدشون کرده و در صورتی ک من طلاق بگیرم فقط منو قبول دارن. در آخر خواستم بگم بزرگتر ها هم اشتباه میکنن همیشه فقط کوچیکتر ها مقصر نیستن ، کاش یکم آدم ها همدیگرو درک میکردن و این ۲ روزی ک زنده هستیم قدر همدیگرو بیشتر میدونستیم بخدا این زندگی ارزش این همه بدی و دلخوری رو نداره ، با عشق زندگی آسون تر میشه، همیشه پای عشقی که میدونید درسته وایستید پا پس نکشید به هیچ قیمتی .
- 🖤
تجربه‌های ازدواج و روابط
0 پسند

نظرات

623 نظر
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:37 PM
بنظر من سعی کن راهی پیدا کن کم کم با خانواده خودت ارتباط بگیری و رفت و آمد کنی اول از دیدن مادر و خواهربرادرت شروع کن تا کم کم اونها پدر رو متوجه کنن که دامادش آدم حسابیه وزندگی تو عالیه که بتونی هم خودت هم شوهرت توی دل بابا جا بشید که دیگه باشما اوکی بشه
0 پسند
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:33 PM
سلام و عرض ادب خانم وکیل
ان شاءالله حالتون خب باشه🙏
خیلی ممنونم
برشماهم مبااارک🙏
0 پسند
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:33 PM
چ بد
بابات دیگه قانع میشد چرا ایقد لج بازی درمیاره🤦🏻‍♀
0 پسند
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:32 PM
بتش
0 پسند
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:32 PM
حالا خدا کنه شوهرت لیاقت این عذابی ک کسیدی رو داشته باشه و بعدا بهت خیانت یا کم محلی نکنه
0 پسند
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:32 PM
اسم رمان هم کاش میگفتی
0 پسند
R
Runak2003
December 31, 2025 at 08:30 PM
2026☃️
0 پسند
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:25 PM
اره واقعا فکر کرون ب این چیزا ترسناکه

اکثر‌دخترا این شجاعت دارن ک بخاطر عشقشون بجنگن توی روی عالم و ادم وایستن بخاطر عشقشون


ولی این ترس ک فرد مقابل ارزشش رو نداشته باشه و تهش بی پناه بشن باعث میشه ازین شجاعت استفاده نکنن
0 پسند
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:23 PM
جالب بود
0 پسند
A
ناشناس
December 31, 2025 at 08:22 PM
ایشالا خوشبخت باشی
ولی واقعا یه چیزایی جدیدا آدمو می‌میترسونه. خدایی نکرده فردا تو با شوهرت دعوا کنی اولا که کلی توهین می‌شنوی ازش که میخواد بگه تو فلانی تو ،تو روی بابات وایسادی. دوما دیگه خانواده و پدری نداری بهش پناه ببری
0 پسند

ثبت نظر شما