تجربه اعتیاد به قرص های اضطراب و بی خوابی (بنزودیازپین) :
سلام به همگی. اول یه آشنایی مختصر با قرص های بنزودیازپین داشته باشیم. بنزودیازپین ها دسته ای از قرص ها هستن که با تحریک نوروترنزمیتر های گابا در مغز باعث ایجاد حس آرامش و ریلکسیشن میشن و به اصطلاح سرعت عملکرد سیستم اعصاب مرکزی مغز رو میارن پایین و از این رو برای درمان مشکلاتی مثل اضطراب، بی خوابی و حملات پنیک تجویز میشن. اسم بنزودیازپین های معروف رو حتما شنیدید. آلپرازولام، دیازپام، کلونازپام، لورازپام و غیره و غیره و احتمالا میدونید که به شدت اعتیاد آورن.
اعتیاد من به کلونازپام بود که برای درمان کوتاه مدت حملات پنیک استفاده میکردم. اوایل مصرفش باعث میشد حس سبک سری و سرخوشی غیر قابل وصفی رو تجربه کنم، به علاوه خوابیدنم برام راحت شده بود که برای آدمی مثل من که تمام زندگیش دچار اضطراب و افسردگی و بی خوابی بوده خیلی خوشایند بود. به حدی که تصمیم گرفتم مصرف کلونازپام رو نه تنها قطع نکنم، بلکه افزایش بدم. تا حدود یک سال روزی ۲ تا ۴ میلی گرم و گاهی بیشتر در چند نوبت میخوردم. همه چی خوب بود تا وقتی حس کردم دیگه بدنم خیلی بهش مقاوم شده. دوز مصرفمو زیاد کردم اما دیگه رو اضطراب من تاثیر نداشت و صرفا منو به شدت گیج و خواب آلود میکرد و باعث ناهماهنگی عضلانی میشد که به همین خاطر دو بار در حال پایین اومدن از پله ها در دانشگاه جلوی همه هم کلاسیام خوردم زمین. تصمیم گرفتم دیگه مصرف نکنم غافل از اینکه علائم ترک بسیار وحشتناکی داره. بی قراری، بی خوابی، لرزش شدید دست، عرق کف دست، سرگیجه و حالت تهوع چیزایی هستن که من تجربه کردم. بعد یک هفته دیگه نتونستم این علائمو تحمل کنم و شروع کردم به مصرف یه بنزودیازپین ضعیف تر به نام لیبریوم که صرفا علائم ترکو برطرف کنه. چند ماه به این روال پیش رفت که هر روز لیبریوم میخوردم و هر از گاهی بنزودیازپین های دیگه مثل زاناکس و لورازپام و کلونازپام رو زیرزبونی مصرف میکردم یا گاهی اوقات اسنیف میکردم که به قول معروف 'high' بشم. الانم لیبریوم دیگه مصرف نمیکنم و فقط کلونازپام و گاهی اوقات برای تاثیر سریع تر آلپرازولام مصرف میکنم. توصیه ام اینه که حتی الامکان به بنزودیازپین ها وابسته نشید اما اگر مثل من دیگه چاره ای نداشتید حتما بازی های ذهنی مثل شطرنج زیاد بازی کنید، کتاب بخونید و کلا از مغزتون کار بکشید چون این دارو ها عملکرد سیستم اعصاب مرکزی رو کند میکنن و میتونن در طولانی مدت باعث ضعف حافظه و حتی زوال عقل بشن. از نوشیدن الکل هم پرهیز کنید چون معده تون پس میزنه من تجربه اشو داشتم. بوس بهتون. موفق باشید🤝.
- 😌
سلام به همگی. اول یه آشنایی مختصر با قرص های بنزودیازپین داشته باشیم. بنزودیازپین ها دسته ای از قرص ها هستن که با تحریک نوروترنزمیتر های گابا در مغز باعث ایجاد حس آرامش و ریلکسیشن میشن و به اصطلاح سرعت عملکرد سیستم اعصاب مرکزی مغز رو میارن پایین و از این رو برای درمان مشکلاتی مثل اضطراب، بی خوابی و حملات پنیک تجویز میشن. اسم بنزودیازپین های معروف رو حتما شنیدید. آلپرازولام، دیازپام، کلونازپام، لورازپام و غیره و غیره و احتمالا میدونید که به شدت اعتیاد آورن.
اعتیاد من به کلونازپام بود که برای درمان کوتاه مدت حملات پنیک استفاده میکردم. اوایل مصرفش باعث میشد حس سبک سری و سرخوشی غیر قابل وصفی رو تجربه کنم، به علاوه خوابیدنم برام راحت شده بود که برای آدمی مثل من که تمام زندگیش دچار اضطراب و افسردگی و بی خوابی بوده خیلی خوشایند بود. به حدی که تصمیم گرفتم مصرف کلونازپام رو نه تنها قطع نکنم، بلکه افزایش بدم. تا حدود یک سال روزی ۲ تا ۴ میلی گرم و گاهی بیشتر در چند نوبت میخوردم. همه چی خوب بود تا وقتی حس کردم دیگه بدنم خیلی بهش مقاوم شده. دوز مصرفمو زیاد کردم اما دیگه رو اضطراب من تاثیر نداشت و صرفا منو به شدت گیج و خواب آلود میکرد و باعث ناهماهنگی عضلانی میشد که به همین خاطر دو بار در حال پایین اومدن از پله ها در دانشگاه جلوی همه هم کلاسیام خوردم زمین. تصمیم گرفتم دیگه مصرف نکنم غافل از اینکه علائم ترک بسیار وحشتناکی داره. بی قراری، بی خوابی، لرزش شدید دست، عرق کف دست، سرگیجه و حالت تهوع چیزایی هستن که من تجربه کردم. بعد یک هفته دیگه نتونستم این علائمو تحمل کنم و شروع کردم به مصرف یه بنزودیازپین ضعیف تر به نام لیبریوم که صرفا علائم ترکو برطرف کنه. چند ماه به این روال پیش رفت که هر روز لیبریوم میخوردم و هر از گاهی بنزودیازپین های دیگه مثل زاناکس و لورازپام و کلونازپام رو زیرزبونی مصرف میکردم یا گاهی اوقات اسنیف میکردم که به قول معروف 'high' بشم. الانم لیبریوم دیگه مصرف نمیکنم و فقط کلونازپام و گاهی اوقات برای تاثیر سریع تر آلپرازولام مصرف میکنم. توصیه ام اینه که حتی الامکان به بنزودیازپین ها وابسته نشید اما اگر مثل من دیگه چاره ای نداشتید حتما بازی های ذهنی مثل شطرنج زیاد بازی کنید، کتاب بخونید و کلا از مغزتون کار بکشید چون این دارو ها عملکرد سیستم اعصاب مرکزی رو کند میکنن و میتونن در طولانی مدت باعث ضعف حافظه و حتی زوال عقل بشن. از نوشیدن الکل هم پرهیز کنید چون معده تون پس میزنه من تجربه اشو داشتم. بوس بهتون. موفق باشید🤝.
- 😌
تجربههای درمان اختلالات روانی
0
پسند
نظرات
138 نظرمیگرن: رایجترین علت سردرد نبضدار، میگرن است که یک اختلال عصبی است و باعث دردهای شدید ضرباندار، معمولاً در یک سمت سر میشود.
علائم همراه: تهوع، استفراغ، حساسیت به نور (فتوفوبیا) و صدا (فونوفوبیا) از علائم شایع هستند.
علت نبض: تنگ شدن و سپس گشاد شدن عروق خونی مغز و افزایش جریان خون باعث احساس ضربان میشود.
دلایل دیگر: فشار خون بالا، اضطراب، و مشکلات قلبی-عروقی نیز میتوانند در برخی موارد باعث سردرد ضرباندار شوند.
پیشگیری از سردردهای نبضدار (میگرنی)
شناسایی محرکها: یک دفترچه خاطرات سردرد نگه دارید تا بفهمید چه عواملی (مانند غذاها، استرس، تغییرات هورمونی، آب و هوا) باعث حملات میشوند.
مدیریت استرس: تکنیکهای آرامسازی، مدیتیشن، یوگا و ورزش منظم کمککننده است.
سبک زندگی سالم:
خواب کافی و منظم: کمخوابی یا پرخوابی میتواند محرک باشد.
تغذیه مناسب: حذف وعدههای غذایی و مصرف منظم وعدهها مهم است. از غذاهای فرآوری شده و کافئین زیاد پرهیز کنید.
نوشیدن آب: کمآبی بدن از دلایل اصلی سردرد است.
اجتناب از محرکهای خاص:
کافئین و الکل: مصرف زیاد یا قطع ناگهانی میتواند باعث سردرد شود.
دخانیات و فشار به چشمها.
داروهای پیشگیرانه: پزشک ممکن است داروهای پیشگیرانه برای کاهش تعداد و شدت حملات تجویز کند.
درمان فوری در هنگام حمله:
استراحت در اتاق تاریک و آرام.
کمپرس سرد یا گرم روی پیشانی یا گردن.
نوشیدن آب (برای کمآبی).
نکته مهم: اگر سردردهای نبضدار شدید، مکرر یا همراه با علائم نگرانکنندهای (مانند اختلال گفتاری، ضعف، تاری دید) دارید، حتماً به متخصص مغز و اعصاب (نورولوژیست) مراجعه کنید تا علت دقیق تشخیص داده و درمان مناسب انجام شود🚶🏻♀
اظطراب پنهان
کاهش حافظه
پشت سرم مدام نبض میزنه همیشگی هست . پروپرانولول واسه سر درد و اظطراب بهم داده ولی فایده آنچنانی نداره واسم موقعی که پروپرانولول میخورم نهایت ۳ ساعت خوبم باز دوباره علایم برمیگرده .