تجربه طلاق در دوران عقد :
سلام این چیزی که میخام بنویسم شاید برای خودم ریکاوری کردن گذشته باشه و سخت باشه
۶ ماهی هست که در دوران عقد جدا شدم و چون دوشیزه هستم اسمشو از شناسنامه ام حذف کردم
اگر فردی رو با این ویژگی ها دیدید فرار کنید فقط فرار اصلا فکر نکنید که درستش میکنید یا عادیه و جز مسائلی هست که حل میشه چون این یه مقوله از نظر کلی مشاور و وکیل ام پرسیدم حل نمیشه
اونم رند بودن از نظر مالی و دنبال پول بودن و بی مسئولیتی ها
دو روز پس از محرم شدن بهم گفت تولده دادشمه برو فلان مقدار از عابر بانک بگیر بیا بده به من ناراحت شدم ولی به خودم گفتم درستش میکنم . هر جا میخاستیم بریم میگفت برو مغازه خوراکی راه و اینا رو بخر و اینکه حتی شیرینی ازدواج مونو به دوستان گفت تو بخر من وقت نمیکنم از همه این موارد گذشتم و به رو نیاوردم کار به جایی رسید که اخرش گفت باید عروسی تو روستای ۶۰۰ کیلومتر دور تر ما گرفته بشه و خرج مهموناتون با خودت
بگذریم از اینکه تو رستوران میگفت کارتتو بده و اینکه همش دنبال این بود از من بگیره نه اینکه بده و مرد باشه
مثلا همش زنگ میزد مامانم فلان وسیله واسه جهیزیه این مارک و بگیر از قاشق چنگال گرفته تا همه چی
خرید عقد که چه عرض کنم هول برش داشته بود همه چیز گرون ترینشو برداره و میگفت کمربند ام باید بخری اینم باید بخری وقاحت از رفتارش میریخت
طوری شده بود که وقتی میومد کارت بانکی مو از قبلش خالی میکردم که اون خالیش نکنه
یه قصه ایی درست کرده بود که مثلا خونه پروژه ایی بخریم طلاهامو بگیره ببره ولی ندادم اخرش معلوم شد دروغه!
خداروشکر نمیدونست خونه دارم وگرنه اونم میخاست
البته با هوشیاری خواهر وکیلم نتونست هیچی از ما ببره
اخرش فهمیدم فقط بخاطر اینکه شاغلم منو گرفته و فکر میکرد ما خیلی پولداریم و اینجا براش ریخته جمع کنه
ولی با این همه مهریه طلاها و حتی دونه دونه لباس هارو لیست کرد و بهش دادم برد هم اون فهمید جای اشتباهی اومده هم من فهمیدم چقدر اشتباه کردم
تورو خدا آدم دندون گرد دیدید فرار کنید زن و مرد ام نداره اخرش زندگی تونو جمع میکنن و فرار میکنن شیفتگی پول در سطح بالا یه بیماریه درست نمیشه من خیلی تلاش کردم ولی نشد.
- 🫠
سلام این چیزی که میخام بنویسم شاید برای خودم ریکاوری کردن گذشته باشه و سخت باشه
۶ ماهی هست که در دوران عقد جدا شدم و چون دوشیزه هستم اسمشو از شناسنامه ام حذف کردم
اگر فردی رو با این ویژگی ها دیدید فرار کنید فقط فرار اصلا فکر نکنید که درستش میکنید یا عادیه و جز مسائلی هست که حل میشه چون این یه مقوله از نظر کلی مشاور و وکیل ام پرسیدم حل نمیشه
اونم رند بودن از نظر مالی و دنبال پول بودن و بی مسئولیتی ها
دو روز پس از محرم شدن بهم گفت تولده دادشمه برو فلان مقدار از عابر بانک بگیر بیا بده به من ناراحت شدم ولی به خودم گفتم درستش میکنم . هر جا میخاستیم بریم میگفت برو مغازه خوراکی راه و اینا رو بخر و اینکه حتی شیرینی ازدواج مونو به دوستان گفت تو بخر من وقت نمیکنم از همه این موارد گذشتم و به رو نیاوردم کار به جایی رسید که اخرش گفت باید عروسی تو روستای ۶۰۰ کیلومتر دور تر ما گرفته بشه و خرج مهموناتون با خودت
بگذریم از اینکه تو رستوران میگفت کارتتو بده و اینکه همش دنبال این بود از من بگیره نه اینکه بده و مرد باشه
مثلا همش زنگ میزد مامانم فلان وسیله واسه جهیزیه این مارک و بگیر از قاشق چنگال گرفته تا همه چی
خرید عقد که چه عرض کنم هول برش داشته بود همه چیز گرون ترینشو برداره و میگفت کمربند ام باید بخری اینم باید بخری وقاحت از رفتارش میریخت
طوری شده بود که وقتی میومد کارت بانکی مو از قبلش خالی میکردم که اون خالیش نکنه
یه قصه ایی درست کرده بود که مثلا خونه پروژه ایی بخریم طلاهامو بگیره ببره ولی ندادم اخرش معلوم شد دروغه!
خداروشکر نمیدونست خونه دارم وگرنه اونم میخاست
البته با هوشیاری خواهر وکیلم نتونست هیچی از ما ببره
اخرش فهمیدم فقط بخاطر اینکه شاغلم منو گرفته و فکر میکرد ما خیلی پولداریم و اینجا براش ریخته جمع کنه
ولی با این همه مهریه طلاها و حتی دونه دونه لباس هارو لیست کرد و بهش دادم برد هم اون فهمید جای اشتباهی اومده هم من فهمیدم چقدر اشتباه کردم
تورو خدا آدم دندون گرد دیدید فرار کنید زن و مرد ام نداره اخرش زندگی تونو جمع میکنن و فرار میکنن شیفتگی پول در سطح بالا یه بیماریه درست نمیشه من خیلی تلاش کردم ولی نشد.
- 🫠
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
623 نظرببین اون قسمت که حلقه رو درمیاره بهترین لحظه تاریخ بوده ولی حقیقتا اون لباسارو که داده به پسره میسوزونتم😂🤌🏻
بعد نامزدش زنگ زده بپوش بریم خرید واسه مهمونی شب یلدا لباس بگیرم واست( دقت کن گفته بگیرم واست)
بعد خواهر دوستم میره
بعد پسره از کلا لباسای مارگ و گرون برداشته اونم نه یه دست چند دست گفته بعدا باز ممکنه مهمونی باشه و دعوت کنن
حالا موقع حساب کردن خواهر دوستم منتظره نامزدش حساب کنه که آقای نامزد میگه منتظر چی هستی دیگه حساب کن بریم کار زیاده😂😐
خواهر دوستم وکیل بود و کارتش همیشه پر خودش حساب میکنه لباسا رو میده پسره میگه کادوی شب یلدای من به خواهرت و حلقه رو در میاره🤦🏻♀
بخدا انقدر دیدم از این به اصلاح مردا که بیغیرتن
مرد باید یکم تستسترون داشته باه
باز میگم بارداره رو مخش نرم
ولی واقعا من فقط ب فکر خودشم
ولی قطعا ناراحتی پیش میاد