تجربه کاهش وزن :
من تقریباً از وقتی یادم میاد با وزنم درگیر بودم. نه اینکه خیلی چاق باشم ولی همیشه جزو اون آدمایی بودم که موقع خرید لباس باید کلی بگردن تا یه چیزی پیدا کنن که خوب تنشون بشینه. هر بارم که عکس میگرفتم اولین چیزی که توجهمو جلب میکرد شکمم یا صورتم بود 😅طی چند سال تقریباً هر روشی که فکرشو بکنین امتحان کردم. یه مدت رژیمهای اینترنتی میگرفتم، یه مدت شام نمیخوردم، یه مدت فقط سالاد میخوردم. نتیجه همهشون یکی بود؛ چند کیلو کم میکردم و بعد دوباره برمیگشتم سر خونه اول.بعدش رفتم باشگاه. اوایل خیلی انگیزه داشتم. هفتهای چهار پنج جلسه میرفتم و واقعاً هم تمرین میکردم. ولی چیزی که ناامیدم میکرد این بود که با اون همه سختی و عرق ریختن، آخر ماه روی ترازو فقط یکی دو کیلو تفاوت میدیدم. بعضی وقتا حتی کمتر. از اون طرف چون بعد تمرین خیلی گرسنه میشدم بیشتر غذا میخوردم و عملاً حس میکردم دارم درجا میزنم.
یه مدت هم وسوسه شدم قرصهای لاغری امتحان کنم. اوایل فکر میکردم معجزه پیدا کردم چون اشتها کمتر شده بود ولی بعدش تازه دردسرها شروع شد. خوابم به هم ریخته بود، مدام تپش قلب داشتم و یه حس عجیب بیقراری داشتم. وقتی قطعشون کردم هم تقریباً وزن از دست رفته برگشت. هم پولم هدر رفته بود هم اعصابم 😑
راستش یه جایی کاملاً بیخیال شده بودم. با خودم میگفتم احتمالاً بدن من اینجوریه و قرار نیست لاغر بشم.
تا اینکه یه روز با یکی از دوستام بیرون بودیم. چند ماهی بود ندیده بودمش و خیلی تغییر کرده بود. نه اونجوری که معلوم باشه رژیم سخت گرفته یا خودش رو اذیت کرده باشه، فقط خیلی متناسبتر شده بود. ازش پرسیدم چیکار کردی؟ انتظار داشتم یه رژیم عجیب معرفی کنه ولی گفت فقط کالری غذاهاشو کنترل میکنه.
اون شب رفتم راجع به کالری شماری تحقیق کردم. چیزی که برام جالب بود این بود که هیچ غذایی ممنوع نبود. فقط باید بدونی چقدر میخوری. من همیشه فکر میکردم غذای سالم میخورم ولی وقتی شروع کردم کالری غذاهامو ثبت کنم تازه فهمیدم چقدر از کالری روزانهم از خوراکیهای ریز ریز و بیاهمیت میاد.
برای اینکه کارم راحتتر بشه از یه اپ کالری شماری استفاده کردم به اسم کالری ai. بیشتر از همه دوست داشتم چون لازم نبود هی حساب و کتاب کنم. هر چیزی میخوردم عکس میگزفتم ثبت میکرد و خود برنامه همهچی رو نشون میداد.
هفته اول تغییر خاصی ندیدم ولی برخلاف رژیمهای قبلی اصلاً احساس عذاب نداشتم. هنوز بستنی میخوردم، هنوز پیتزا میخوردم، فقط مقدارش حساب شده بود. همین باعث شد بتونم ادامه بدم.
بعد از حدود یک ماه که خودمو وزن کردم نزدیک ۴ کیلو کم کرده بودم. باورم نمیشد. چون اولین بار بود بدون گرسنگی کشیدن همچین نتیجهای میدیدم. همین باعث شد انگیزه بگیرم و ادامه بدم.
کمکم یاد گرفتم کدوم غذاها سیرکنندهترن، کدوم خوراکیها کالری زیادی دارن و اصلاً مشکل اصلی من چی بوده. قبلاً فکر میکردم متابولیسم بدنم خرابه یا ژنتیکم بده، ولی واقعیت این بود که خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردم کالری مصرف میکردم.
حدود شش ماه طول کشید تا به وزن دلخواهم برسم. چیزی حدود ۱۵ کیلو کم کردم. مهمتر از خود وزن این بود که برای اولین بار تونستم وزنمو نگه دارم. چون این روش مثل رژیمهای قبلی موقتی نبود.
اگر بخوام تجربه خودمو تو یه جمله خلاصه کنم اینه که من سالها دنبال راهحلهای عجیب بودم، در حالی که مشکل اصلی فقط این بود که نمیدونستم چقدر دارم میخورم. از وقتی این موضوع رو فهمیدم، کاهش وزن برام خیلی سادهتر از چیزی شد که همیشه تصور میکردم.
- 🤩
من تقریباً از وقتی یادم میاد با وزنم درگیر بودم. نه اینکه خیلی چاق باشم ولی همیشه جزو اون آدمایی بودم که موقع خرید لباس باید کلی بگردن تا یه چیزی پیدا کنن که خوب تنشون بشینه. هر بارم که عکس میگرفتم اولین چیزی که توجهمو جلب میکرد شکمم یا صورتم بود 😅طی چند سال تقریباً هر روشی که فکرشو بکنین امتحان کردم. یه مدت رژیمهای اینترنتی میگرفتم، یه مدت شام نمیخوردم، یه مدت فقط سالاد میخوردم. نتیجه همهشون یکی بود؛ چند کیلو کم میکردم و بعد دوباره برمیگشتم سر خونه اول.بعدش رفتم باشگاه. اوایل خیلی انگیزه داشتم. هفتهای چهار پنج جلسه میرفتم و واقعاً هم تمرین میکردم. ولی چیزی که ناامیدم میکرد این بود که با اون همه سختی و عرق ریختن، آخر ماه روی ترازو فقط یکی دو کیلو تفاوت میدیدم. بعضی وقتا حتی کمتر. از اون طرف چون بعد تمرین خیلی گرسنه میشدم بیشتر غذا میخوردم و عملاً حس میکردم دارم درجا میزنم.
یه مدت هم وسوسه شدم قرصهای لاغری امتحان کنم. اوایل فکر میکردم معجزه پیدا کردم چون اشتها کمتر شده بود ولی بعدش تازه دردسرها شروع شد. خوابم به هم ریخته بود، مدام تپش قلب داشتم و یه حس عجیب بیقراری داشتم. وقتی قطعشون کردم هم تقریباً وزن از دست رفته برگشت. هم پولم هدر رفته بود هم اعصابم 😑
راستش یه جایی کاملاً بیخیال شده بودم. با خودم میگفتم احتمالاً بدن من اینجوریه و قرار نیست لاغر بشم.
تا اینکه یه روز با یکی از دوستام بیرون بودیم. چند ماهی بود ندیده بودمش و خیلی تغییر کرده بود. نه اونجوری که معلوم باشه رژیم سخت گرفته یا خودش رو اذیت کرده باشه، فقط خیلی متناسبتر شده بود. ازش پرسیدم چیکار کردی؟ انتظار داشتم یه رژیم عجیب معرفی کنه ولی گفت فقط کالری غذاهاشو کنترل میکنه.
اون شب رفتم راجع به کالری شماری تحقیق کردم. چیزی که برام جالب بود این بود که هیچ غذایی ممنوع نبود. فقط باید بدونی چقدر میخوری. من همیشه فکر میکردم غذای سالم میخورم ولی وقتی شروع کردم کالری غذاهامو ثبت کنم تازه فهمیدم چقدر از کالری روزانهم از خوراکیهای ریز ریز و بیاهمیت میاد.
برای اینکه کارم راحتتر بشه از یه اپ کالری شماری استفاده کردم به اسم کالری ai. بیشتر از همه دوست داشتم چون لازم نبود هی حساب و کتاب کنم. هر چیزی میخوردم عکس میگزفتم ثبت میکرد و خود برنامه همهچی رو نشون میداد.
هفته اول تغییر خاصی ندیدم ولی برخلاف رژیمهای قبلی اصلاً احساس عذاب نداشتم. هنوز بستنی میخوردم، هنوز پیتزا میخوردم، فقط مقدارش حساب شده بود. همین باعث شد بتونم ادامه بدم.
بعد از حدود یک ماه که خودمو وزن کردم نزدیک ۴ کیلو کم کرده بودم. باورم نمیشد. چون اولین بار بود بدون گرسنگی کشیدن همچین نتیجهای میدیدم. همین باعث شد انگیزه بگیرم و ادامه بدم.
کمکم یاد گرفتم کدوم غذاها سیرکنندهترن، کدوم خوراکیها کالری زیادی دارن و اصلاً مشکل اصلی من چی بوده. قبلاً فکر میکردم متابولیسم بدنم خرابه یا ژنتیکم بده، ولی واقعیت این بود که خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردم کالری مصرف میکردم.
حدود شش ماه طول کشید تا به وزن دلخواهم برسم. چیزی حدود ۱۵ کیلو کم کردم. مهمتر از خود وزن این بود که برای اولین بار تونستم وزنمو نگه دارم. چون این روش مثل رژیمهای قبلی موقتی نبود.
اگر بخوام تجربه خودمو تو یه جمله خلاصه کنم اینه که من سالها دنبال راهحلهای عجیب بودم، در حالی که مشکل اصلی فقط این بود که نمیدونستم چقدر دارم میخورم. از وقتی این موضوع رو فهمیدم، کاهش وزن برام خیلی سادهتر از چیزی شد که همیشه تصور میکردم.
- 🤩
تجربههای کاهش و افزایش وزن
0
پسند
نظرات
497 نظر