U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
June 06, 2026 at 02:49 PM
Post Image
تجربه اعتماد کردن :

سلام تجربه ای که میخوام بگم خیلی برام دردناک و هر بار مرور کردنش برام عذاب اوره
فقط میخوام اینو بدونید که به ادم ها به هیچ وجه اعتماد نکنید و مقصر اصلی خودمو میدونم و هیچ وقت خودمو نمیبخشم
این موضوع برای ۱۸ .۱۹ دی ماه ۱۴۰۴
ما یه همسایه داشتیم که تازه اومده بودن تو ساختمون ما و بسیار ادم های مذهبی بودن و فوق العاده طرف دار نظام
قبل از کشتار ۱۸.۱۹ دی من و دختر این خانواده خیلی با هم صمیمی شده بودیم جوری بود که وقتی خونمون خالی میشد میومد بالا پیش من با هم غذا میخوریم و کلی کار دیگ
روز ۱۸ دی ماه بود داداش من اون روز رفته بود بیرون و خب ما خیلی نگران بودیم که اتفاقی براش نیوفته
ساعت ۸ فراخوان بود ساعت ۱۱ اینا به ما زنگ زدن که بیاید بیمارستان پسرتون  تیر جنگی خورده ما خیلی نگران بودم مادرم چند بار اونجا از حال رفت
ولی به خیر گذشت پزشکی که کنارش بود خیلی هوامونو داشت نزاشت دردسر ساز بشه ولی خب شیرینی کارشو ام گرفت
چند روز بعد آوردیمش خونه
فرداش این خانم که باهاش دوست بودم با هم صحبت کردیم و از اونجایی که بهش خیلی اعتماد داشتم ماجرای داداشمو گفتم
حتی به فامیل ام نگفته بودیم این موضوع رو که نپیچه
وقتی بهش گفتم چه بلایی سر داداشم اوردن خیلی سریع بحث تموم کرد رفت پایین خونشون
من نفهم  اصلا تا اون موقع شک نکرده بودم
که فرداش یه سری لباس شخصی اومدن داداشمو بردن دادشم هنوز زخم هاس خوب نشده بود علاوه بر تیری که توی پاش بود چند تا با چاقو ام روی دست هاش زده بودن
بعد اینکه اومدن بردنش من همون جا فهمیدم کی خبر چینی کرده رفتم پایین بهش گفتم خیلی بیشرفی من خیلی کارا برات کرده بودم نمیدونم چرا این کارو کردی که همون موقع بابای حرومزاده اش اومد گفت خوب کاری کردیم
بعد از ۲ هفته پیگیری کار داداشم زنگ زدن گفتن تموم کرده
یه سری چیز ها ام سر هم کردن که زخم هاش عفونت کرده بود این چیزا
فقط امیدوارم کاری که اون بیشرف ها کردن با ما بشه عذاب دم مرگشون
اینم در پرانتز بگم که میگن اینا اغتشاش گر بودن (داداش من دانشجوی دندون پزشکی بود) یه ادم تحصیل کرده از یه خانواده با ابرو چه جوری میتونه اراذل و اوباش باشه.
- 💔
تجربه‌های مشترک
0 پسند

نظرات

1472 نظر
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:22 PM
داستان برای من نبوده داداش اما باید بگم وقتی تو بیمارستان تیر خلاص میزدن تو بازداتگاه ک دیگه کاری نداره براشون
0 پسند
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:22 PM
واسه خودشون صیغه ای پیدا می‌کنند حرومی ها
0 پسند
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:21 PM
ماعم ی مدت با چنتا چادری دوست شدیم میگفتیم نه اینا ازونا نیستن تا اون شبا رسیدن دیدیم دقیقاااا از همونان سیکتیرشونو زدیم
0 پسند
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:21 PM
خیلیا مردن....تو شهسوارش تیکه تیکه شدن....چه برسه شهر های بزرگ وقتی یه بچه تنها ارزویی ک داره یه ۲۰۷ بود....میشه فهمید چه قدر بچه کم توقعی بوده.....اون وقت این اقازاده ی گوه خور حرومزاده ....ماشینی کمتر از بنز زیر پاشون نیس
0 پسند
A
aintsureyet
June 06, 2026 at 04:21 PM
بعد مگه نمیدونستی دختره عرزشیه چطور تونستی باهاش صمیمی بشی و این داستان خیلی سری رو بهش بگی
0 پسند
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:20 PM
بره بمیره حیف نون عوضی
0 پسند
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:20 PM
خود فروشای بیشرف . شبا عر عرتون نمیزاره بخوابیم . بی ارزش و پستید . اندازه ی لیوان چایی شاشه بزی و ی کیک یزدی مونده بیشتر نمی ارزید خاک بر سرتونننننن🤣
0 پسند
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:20 PM
نگاه دادا منم دیدم طرف تیر خورده بود همسایه رفیقم بود تو خونه هم در مانش کردن یه شب با لباس شخصی اومدن بردنش محله هم اینجوری نبود که لو بدن شناسایی شده بود همون شب
بعدشم آزاد شد
اما اینجوری که طرف بره تو بازداشتگاه تموم کنه نبوده مقصر اول آخر خودتی که اعتماد کردی
الان فقط تو میتونی به پدر و مادرت اعتماد کنی فقط تو این دوره
0 پسند
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:20 PM
وای دوست دارم پارشون کنم
0 پسند
A
ناشناس
June 06, 2026 at 04:19 PM
نگفتیا عر عر عرزشی
واسه شبی چقد خودتو میفروشی؟😂
0 پسند

ثبت نظر شما