تجربه تحصیل در دانشگاه شهید باهنر کرمان :
اگر بخوام صادقانه درباره دانشگاه شهید باهنر کرمان صحبت کنم، اولین چیزی که به ذهنم میاد نه سطح علمی دانشگاهه و نه امکاناتش؛ بلکه فضای سختگیرانه و بعضی تصمیمهاییه که گاهی بیشتر از خود درس و دانشگاه آدم رو خسته میکنه.
بزرگترین مشکل از نظر من برخورد حراست و فضای انضباطی دانشگاهه. سختگیری تا یک حدی قابل درکه، اما وقتی به جایی میرسه که دانشجو احساس کنه به جای یک محیط دانشگاهی در یک فضای امنیتی حضور داره، قضیه فرق میکنه. از قوانین مربوط به پوشش گرفته تا حساسیت روی مدل مو، آرایش، رنگ لباس و حتی مواردی که در بسیاری از دانشگاهها چندان مسئلهای محسوب نمیشوند، گاهی برخوردها به شکلیه که حس احترام به دانشجو کمرنگ میشه. ثبت چهره برای ورود به دانشگاه و خوابگاه، سختیهای مربوط به ورود خانوادهها و برخی محدودیتهای دیگر هم این حس رو تقویت میکنه که رفاه و آرامش دانشجو همیشه در اولویت نیست.
برای دانشجوهای خوابگاهی، مخصوصاً کسانی که از شهرهای دور میان، این مشکلات بیشتر خودش رو نشون میده. اتاقهای پرجمعیت، کمبود بعضی امکانات اولیه، نبود فضای کافی برای نگهداری وسایل در زمان تخلیه خوابگاه، نبود ماشین لباسشویی و باشگاه مناسب، و درگیر شدن دائمی با جابهجایی وسایل از مشکلاتیه که خیلی از دانشجوها باهاش دستوپنجه نرم میکنن. از طرفی فاصله زیاد سلف از خوابگاه هم مسئلهایه که شاید روی کاغذ مهم به نظر نرسه، اما وقتی آخر هفتهها برای یک وعده غذا مجبور باشی مسیر نسبتاً طولانی رو رفت و برگشت طی کنی، متوجه میشی چقدر آزاردهندهست.
کیفیت غذا هم معمولاً در حد متوسطه؛ نه آنقدر بد که نشه خورد و نه آنقدر خوب که ازش تعریف کرد. تنوع غذاها هم زیاد نیست و بعد از مدتی حالت تکراری پیدا میکنه.
از نظر امکانات رفاهی و فضای دانشگاه هم انتظار یک دانشگاه مدرن و مجهز رو نباید داشت. کتابخانه مرکزی در زمان امتحانات پاسخگوی تعداد دانشجوها نیست، فضای سبز نسبتاً محدوده و در بعضی بخشهای دانشگاه بیشتر از هر چیزی زمین خاکی دیده میشه. نبود سیستم حملونقل داخلی هم باعث میشه دانشجوها در گرمای شدید تابستان یا سرمای زمستان کرمان مسیرهای دانشگاه رو پیاده طی کنن.
در بخش آموزشی، دانشگاه استادهای باسواد و توانمند کم نداره و از بعضی استادها واقعاً چیز یاد میگیری. اما تعداد استادهای دلسوز و همراه خیلی زیاد نیست. بعضی استادها امتحانها و فشار درسی سنگینی دارن و گاهی احساس میکنی هدف از درس، صرفاً عبور از امتحانه نه یادگیری واقعی. البته این مشکل فقط مختص باهنر نیست و تا حد زیادی به سیستم آموزشی کشور برمیگرده، اما در بعضی درسها و بعضی استادها بیشتر خودش رو نشون میده. به نظرم سختگیری وقتی ارزشمنده که به آموزش بهتر کمک کنه؛ وگرنه امتحان سخت و نمره پایین دانشجوها به تنهایی نشونه کیفیت بالای تدریس نیست.
خود شهر کرمان مردم محترم و خونگرمی داره و از این نظر تجربه بدی نداشتم. اما برای دانشجوهای راه دور، مخصوصاً کسانی که قراره چند سال در این شهر زندگی کنن، تفاوتهای فرهنگی، محدود بودن امکانات تفریحی و شرایط آبوهوایی بعد از مدتی میتونه خستهکننده بشه. کرمان نه شهر بدیه و نه شهر ایدهآلی برای زندگی دانشجویی طولانیمدت.
در نهایت اگر بخوام منصفانه جمعبندی کنم، دانشگاه شهید باهنر کرمان از نظر علمی دانشگاه قابل قبولی محسوب میشه و امکانات آموزشی لازم برای درس خوندن رو داره. اما از نظر رفاه دانشجویی، فضای انضباطی، شرایط خوابگاه و بعضی تصمیمهای مدیریتی، مشکلاتی وجود داره که نمیشه نادیده گرفت.
اگر زمان به عقب برگرده و دوباره حق انتخاب داشته باشم، با توجه به مجموع تجربهای که داشتم احتمالاً دانشگاه دیگری را انتخاب میکنم. باهنر برای من بیشتر از اینکه خاطره یک زندگی دانشجویی خوب باشد، تجربهای بود که یاد گرفتم چطور با محدودیتها کنار بیایم.
- 🤩
اگر بخوام صادقانه درباره دانشگاه شهید باهنر کرمان صحبت کنم، اولین چیزی که به ذهنم میاد نه سطح علمی دانشگاهه و نه امکاناتش؛ بلکه فضای سختگیرانه و بعضی تصمیمهاییه که گاهی بیشتر از خود درس و دانشگاه آدم رو خسته میکنه.
بزرگترین مشکل از نظر من برخورد حراست و فضای انضباطی دانشگاهه. سختگیری تا یک حدی قابل درکه، اما وقتی به جایی میرسه که دانشجو احساس کنه به جای یک محیط دانشگاهی در یک فضای امنیتی حضور داره، قضیه فرق میکنه. از قوانین مربوط به پوشش گرفته تا حساسیت روی مدل مو، آرایش، رنگ لباس و حتی مواردی که در بسیاری از دانشگاهها چندان مسئلهای محسوب نمیشوند، گاهی برخوردها به شکلیه که حس احترام به دانشجو کمرنگ میشه. ثبت چهره برای ورود به دانشگاه و خوابگاه، سختیهای مربوط به ورود خانوادهها و برخی محدودیتهای دیگر هم این حس رو تقویت میکنه که رفاه و آرامش دانشجو همیشه در اولویت نیست.
برای دانشجوهای خوابگاهی، مخصوصاً کسانی که از شهرهای دور میان، این مشکلات بیشتر خودش رو نشون میده. اتاقهای پرجمعیت، کمبود بعضی امکانات اولیه، نبود فضای کافی برای نگهداری وسایل در زمان تخلیه خوابگاه، نبود ماشین لباسشویی و باشگاه مناسب، و درگیر شدن دائمی با جابهجایی وسایل از مشکلاتیه که خیلی از دانشجوها باهاش دستوپنجه نرم میکنن. از طرفی فاصله زیاد سلف از خوابگاه هم مسئلهایه که شاید روی کاغذ مهم به نظر نرسه، اما وقتی آخر هفتهها برای یک وعده غذا مجبور باشی مسیر نسبتاً طولانی رو رفت و برگشت طی کنی، متوجه میشی چقدر آزاردهندهست.
کیفیت غذا هم معمولاً در حد متوسطه؛ نه آنقدر بد که نشه خورد و نه آنقدر خوب که ازش تعریف کرد. تنوع غذاها هم زیاد نیست و بعد از مدتی حالت تکراری پیدا میکنه.
از نظر امکانات رفاهی و فضای دانشگاه هم انتظار یک دانشگاه مدرن و مجهز رو نباید داشت. کتابخانه مرکزی در زمان امتحانات پاسخگوی تعداد دانشجوها نیست، فضای سبز نسبتاً محدوده و در بعضی بخشهای دانشگاه بیشتر از هر چیزی زمین خاکی دیده میشه. نبود سیستم حملونقل داخلی هم باعث میشه دانشجوها در گرمای شدید تابستان یا سرمای زمستان کرمان مسیرهای دانشگاه رو پیاده طی کنن.
در بخش آموزشی، دانشگاه استادهای باسواد و توانمند کم نداره و از بعضی استادها واقعاً چیز یاد میگیری. اما تعداد استادهای دلسوز و همراه خیلی زیاد نیست. بعضی استادها امتحانها و فشار درسی سنگینی دارن و گاهی احساس میکنی هدف از درس، صرفاً عبور از امتحانه نه یادگیری واقعی. البته این مشکل فقط مختص باهنر نیست و تا حد زیادی به سیستم آموزشی کشور برمیگرده، اما در بعضی درسها و بعضی استادها بیشتر خودش رو نشون میده. به نظرم سختگیری وقتی ارزشمنده که به آموزش بهتر کمک کنه؛ وگرنه امتحان سخت و نمره پایین دانشجوها به تنهایی نشونه کیفیت بالای تدریس نیست.
خود شهر کرمان مردم محترم و خونگرمی داره و از این نظر تجربه بدی نداشتم. اما برای دانشجوهای راه دور، مخصوصاً کسانی که قراره چند سال در این شهر زندگی کنن، تفاوتهای فرهنگی، محدود بودن امکانات تفریحی و شرایط آبوهوایی بعد از مدتی میتونه خستهکننده بشه. کرمان نه شهر بدیه و نه شهر ایدهآلی برای زندگی دانشجویی طولانیمدت.
در نهایت اگر بخوام منصفانه جمعبندی کنم، دانشگاه شهید باهنر کرمان از نظر علمی دانشگاه قابل قبولی محسوب میشه و امکانات آموزشی لازم برای درس خوندن رو داره. اما از نظر رفاه دانشجویی، فضای انضباطی، شرایط خوابگاه و بعضی تصمیمهای مدیریتی، مشکلاتی وجود داره که نمیشه نادیده گرفت.
اگر زمان به عقب برگرده و دوباره حق انتخاب داشته باشم، با توجه به مجموع تجربهای که داشتم احتمالاً دانشگاه دیگری را انتخاب میکنم. باهنر برای من بیشتر از اینکه خاطره یک زندگی دانشجویی خوب باشد، تجربهای بود که یاد گرفتم چطور با محدودیتها کنار بیایم.
- 🤩
تجربههای حرفهای
0
پسند
نظرات
124 نظرکدومشون برای رشته هنرهای نمایشی و تئاتر بهتره؟
بهتر شده
من خوابگاهی بودم و خوابگاه دخترا افتضاح بود
ما دخترا جا برای خواب نداشتیم بر اساس اینکه چقدر از کرمان دوری و اینکه با ازمون وارد دانشگاه شدی یا با سابقهی تحصیلی بهت اتاق میدادن
اتاق ها تخت های ۶ نفره داشت ولی گاها ما هشت نفر تو ی اتاق بودیم!
بچه هایی که جاشون نمیشد میرفتن زیر زمین
زیر زمین یک اتاق بود با حدود ۴۰ نفر دانشجو که باهم میخوابیدن هر ساختمونی از خوابگاه یکی از این زیر زمین ها داشت
من نتونستم بمونم و انتقالی گرفتم ی دانشگاه دیگه دانشگاه جدیدم واقعا اصلا به سخت گیری باهنر نیست حراستش ندیدم اصلا گیر بدن
ولی باهنر واقعا از ارایشت بگیر تا نوع لباست تا کفشت همه چی گیر میدادن
باید رسما چادر سرم میکردم میرفتم تا بهم گیر ندن
ولی دانشگاه الانم بچه ها با همه نوع تیپ میان و کسی بهشون کاری نداره
باهنر با اون امکانات و تنوع رشته هاش واقعا زندان بود
مخصوصا برای دختر ها که با کمبود اتاق روبرو میشدن!
تاژه خوابگاه کوی هم زدن داغون کردن بی خوابگاه شدیم
تا ببینیم مهر چی میشه
امکانات رفاهی افتضاحه ولی درسی بد نیست بستگی به رشتت داره
البته دانشکده پزشکیش جداست
اگرزمان به عقب برمیگشت هیچ وقت کرمان روانتخاب نمیکردم برای تحصیل واقعا ازنظرفرهنگ وآب هوا خیلی برام سخت گذشت
دوران دانشجوییم بدترین دوران زندگیم بود وچقدراستادیداذیتم کردن
منکرسطح علمی دانشگاه نمیشم اماازنظرانسانیت وفرهنگی اصلاخوب نبودن