U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
June 19, 2026 at 12:00 PM
Post Image
تجربه زندگی در خانواده مذهبی :

سلام بچه ها میخام از تجربه زندگی خودم تو یه خانواده مذهبی بگم
فقط اینا رو میگم که بدونید تو چه جهنمی دارم دست و پا میزنم و راه خلاصی هم ازش ندارم فقط باید بشینم تا مرگم برسه و امیدوارم هر دختری که زندگیش شبیه منه براش معجزه بشه و بتونه آزادانه زندگی کنه من که نتونستم آزادی رو تجربه کنم ولی شما قدر آزادیتونو بدونید :)
و اینم بگم من اصلاااااا مذهبی نیستم و اعتقادی هم ندارم
خب اول اینکه ما اصلا عروسی نمیریم چون بابام بسیجیه مامانم و آبجیم آخوندن حوزه علمیه درس خوندن پس قطعا همچین آدمایی تو جایی که توش بزن و برقص و آهنگ و خوشحالی باشه نمیرن
اگرم خیلی مجبور شیم دم شام میریم و زودی برمیگردیم
یه بار تا یه راه دور رفتیم واسه عروسی اصلا فرصت نشد من برم داخل و سریع برگشتیم مامانم رفت پاکت پولو داد به صاحب عروسی و برگشتیم خونه:))))
دوم اینکه ما کلا با خانواده مادری قطع ارتباطیم چون اونا قلیون میکشن پاسور بازی میکنن به ج ا اعتقادی ندارن پس ما جایی که اونا باشن نمیریم و یا هروقتم رفتیم یه دعوایی شده از دماغم در اومده و کلا هیچکس علاقه ارتباط گرفتن با ما رو نداره انقد که بابام و مامانم ادمای بد اخلاقی ان و با همه بد صحبت میکنن
بابام که فکر میکنه خداس و به خودش اجازه میده هرکسی رو نصیحت کنه و همه واقعا خسته شدن
و من چندین ساله نه پسرخاله دخترخاله هامو نه دختردایی پسردایی هامو نه پسرعمه دخترعمه هامو ندیدم و واقعا از اینکه تنهام به شدت افسردگی گرفتم و حالم ناجور بده
سوم اینکه ما چیزی به اسم حجاب اختیاری نداریم باید به زور چادر سر کنی و من بعد اینکه دیپلممو گرفتم به زور و با کتک منو بردن حوزه علمیه ثبت نام کردن و پنج سال من اونجا با یه مشت آدم روانی زیر یه سقف بودم و تا دم مرگ رفتم حالم از حرفاشون و کاراشون به هم میخورد تا اینکه انقد درس نخوندم و مشروط شدم که دیگه خود حوزه علمیه اجازه ندادن من برم و همشونم کاملا متوجه شده بودن که من هیچچچ علاقه ای ندارم و به اجبار رفتم اونجا کادر آموزشی اونجا باهام مهربون بودن ولی کسایی که اونجا درس میخوندن به خاطر اینکه من ۲۰ سالم بود و مجرد بودم کلی تیکه بارم میکردن و اذیتم میکردن بعد اونجا من اصلا ادمای همسن و سال خودمو نمیدیدم و با زنای ۴۰ ساله همکلاسی بودم و پنج سال عمرم اونجا بیخودی تلف شد و چیزی جز افسردگی و حال بد واسم نداشت
چهارم اینکه من اجازه ندارم هیچ دوست و رفیقی داشته باشم چون اونا نابابن و منو به جاهای خراب میکشونن درحالی که همین فشارای بیخودشون باعث شده من یواشکی سیگار بکشم و مشروب بخورم
اجازه نمیدن اصلا من برم بیرون اگرم میرم بیرون یواشکی دنبالم راه میفتن ببینن من کجا میرم هی هر دقیقه زنگ میزنن چکم میکنن و این کارای بیخودشون باعث اصلا دلم نخاد پامو از خونه بزارم بیرون حتی تو روز هم اجازه ندارم برم بیرون چه برسه به شب
تازگیا با کلی منت اجازه دادن برم دانشگاه اونم همش اذیتم میکنن به خاطر پولی که بهم میدن صد تا تیکه بارم میکنن بهم عذاب وجدان میدن
حتی اجازه نمیدن برم سرکار و خودشونم بهم پول تو جیبی نمیدن همه پولاشونو میدم آبجیم به من هیچی نمیدن در حسرت خرید یه لباس قشنگ موندم
پنجم اینکه همهههه خاستگارای من مذهبی ان چون هیچ آدم معمولی و نرمالی از پنج کیلومتری این خونه هم رد نمیشه و من به هیچ عنوان نمیخام با آدم مذهبی زیر یه سقف باشم و من با آدمایی که انقد سخت گیرن و به همه چیز گیر میدن نمیتونم زندگی کنم و اصلا جذبشون نمیشم واقعا هیچ چیز جذابی در اونا وجود نداره و من در حال حاضر ۲۵ سالمه و یه آدمایی که با اعتقادات من جورن به خاطر خانواده سمی که دارم نمیان جلو و نمیخان یه عمر خودشونو درگیر خانواده من کنن
خلاصه اینکه ببخشید طولانی شد من واقعا دختر تنهایی ام و تنهایی داره روانیم میکنه از اینکه نمیتونم هیچ دوست و رفیقی داشته باشم از اینکه نمیتونم از خونه برم بیرون از اینکه نمیتونم پول داشته باشم
ولی اگه شما همه اینا رو دارید لطفا قدر بدونید و بفهمید که این چیزایی که شما خیلی راحت تو دسترستونه یه دختری توی همین کشور نمیتونه داشته باشتشون
امیدوارم تو زندگی بعدیم دیگه تو یه خانواده مذهبی نباشم
به امید آزادی دخترایی مثل من:)
ببخشید طولانی شد.
- 💔
تجربه‌های ازدواج و روابط
0 پسند

نظرات

1913 نظر
A
ناشناس
June 19, 2026 at 03:17 PM
این دیوونه گی نیست . این دلیریوم هست ذهن آشفته. هنوز میتونه تایپ کنه بنویسه ولی مغز از حالت تشخیص واقعیت و خیال خارج شده لطفا برو سرچ کن راجع به دلیریوم بخون بعد متوجه میشی جریان چیه
0 پسند
A
ناشناس
June 19, 2026 at 03:17 PM
اینکه چون فرد صرفا دختره دلیل نمیشه که حرفاش درسته و داره واقعیتو میگه، من خودمم دخترم ولی جامعه خیلی افراط گونه هرچی دخترا میگن رو قبول میکنن و میپذیرن فقط چون دختره و میخوان از جریان حمایت از دخترا عقب نمونن، در صثرتی که نیتز به این چیزا نیست، اینکه ذهنت انقدر کوچیکه و مسئله رو از دید خودت میبینی نشون میده هنوز تو بچگی خودت موندی و تحت تاثیر جو جامعه میخوای همرنگ اینا باشی و این نشانه ناپختگی و کند ذهنیته و نشون میده هیچ کتابی تا حالا نخوندی هیچ تحقیقی نکردی راجب این مسائل و فقط تحت تاثیر مجازی و دوستات و اطرافیانت گارد گرفتی
یک ذره تعقل در حرفات نشنیدم
0 پسند
A
ناشناس
June 19, 2026 at 03:17 PM
خوب ببین اینکه رفقاش نمیگم رفقا منظور بالاخره داره دوتا که بهش برسونن 😌😌 این چه ربطی داره ما هم یک زمانی توی مدرسه آینه بردن یا به همراه داشتن حکم یا جرمه یک کیلو تریاک رو داشت😐😐 سیگار همینطور ‌میگرفتیم چیکار می‌کردیم توی قوطی‌های قرص‌های جوشان می‌ذاشتیم . یا آدامس. و همینطور اصلاً پاکت سیگار رو توی پوست بیسکویت مادر جاساز می‌کردیم . نه خانواده می‌فهمید نه مدیر و ناظم. 🤣🤣🤣🚶🏻‍♀
0 پسند
A
ناشناس
June 19, 2026 at 03:16 PM
عزیز دلم الان بحث ایدئولوژی و ارزشی و برانداز و بسیجی و گارد جاویدان و ...نیست بحث خوب و بد بودن نیست بحث یک آدم آسیب دیده هست عمد نداره ...
0 پسند
F
ForlornFairy
June 19, 2026 at 03:16 PM
دورت بگردم😭
0 پسند
A
ناشناس
June 19, 2026 at 03:15 PM
پدرو مادرت تقصیر کارن تو باید جورے تربیت میشدے ڪ از حجاب لذت ببرے نه اجبارے برے سمتش،ازهمون شوهر مذهبیا اوکیکن،منم همسرم مذهبے خراب بودن موهاے خواهرشو ندیده بود توخونشون.بمن توعقد میگف باعموهاے مجردت روبوسے نکن ،،الان ولے بعدبیست سال زندگے باکتو شلوار میرم باهاش،،عرف جامعه رو پذیرفت و مث خانوادشنشد
0 پسند
A
ناشناس
June 19, 2026 at 03:15 PM
تو دیگه رسما طرفو دیوونه کردی که😂😐
0 پسند
A
ناشناس
June 19, 2026 at 03:13 PM
عمدا نیست ! ذهن شروع میکنه به داستان بافی !
اصلا شاید پدر ومادر نداره یا مثلا پدرو مادرش نه تنها مذهبی نیستن بلکه مواد و مشروبات الکی و ...هم مصرف می‌کنند. مشخصه دیگه اونقدر آسیب دیده که مرز واقعیت و خیال رو از دست داده🤦‍♀💔
0 پسند
Y
Yasraze
June 19, 2026 at 03:12 PM
0 پسند
A
ناشناس
June 19, 2026 at 03:12 PM
اونایی که شما دیدین اینجوری بودن
0 پسند

ثبت نظر شما