تجربه اختلاف سنی زیاد پدر مادر با فرزند :
من یه دختر ۲۰ ساله ام که پدرم ۷۰ سال و مادرم ۶۳ سالشه
میخوام بدون اغراق بدی ها و خوبی های زندگی با پدر و مادر سن بالا رو بگم
یکی از خوبی هایی که داره اینه که تو اصلا براشون مهم نیستی و برعکس پدر مادرای همسن و سالای من،والدین من اصلا بهم گیر نمیدن و سخت نمیگیرن چیزایی مثل تحصیل،موفقیت،نمره های بالا،دانشگاه و ...
ولی این میتونه بديش هم باشه چون من خودم خیلی آدم رویاپردازی هستم و دلم میخواد به خیلی چیزا برسم ولی به عنوان مثال پدرومادر من فقط به یه دیپلم راضی بودن.
از بدی هاش اینه که من تاحالا تجربه پارک رفتن با خانواده رو نداشتم(چه رسد به مسافرت)یعنی ما واقعا هیجا نمیریم چون پدرومادرم حوصلشو ندارن و هربارم به زور سیزده بدر بردمشون بیرون یعالمه غر زدن و زودی برگشتیم
یا مثلا تاحالا تجربه اینکه پدرومادر واسم تولد بگیرن رو نداشتم
بعدش اینکه من نسبت به همسن و سالام از نظر لباس پوشیدن و آرایش کردن و کارای دخترونه خیلی عقبم چون از بچگی مادرم هیچوقت اینچیزها رو بهم یاد نمیداد و لباسام معمولا پسرونه بود (چون خودشم انجام نمیده)البته همش منو با دخترای دیگه مقایسه میکنه ولی من خیلی اعتماد بنفسمو از دست دادم چون به اندازه یه پسر از کارای دخترونه سر درنمیارم
و وقتایی ام که میخوام با دوستم(کلا یدونه دوست دارم)برم بیرون همش میگه نه نرو که چی بشه و از این حرفا ..
مثلا میگم لوازم آرایشی بخرم میگه نه واسه چیته
میگم لباس جدید بخرم میگه نه هنوز قبلی کهنه نشده
کلا تفکراتشون قدیمه با اینکه از نظر مالی متوسطیم ولی من اجازه ندارم به خودم برسم
و کلا تمرکزش رو اینه که آشپزی یاد بگیرم غذا بپزم و اینکارارو بلد باشم فکر میکنن بجز این چیزی واسه دختر نیاز نیست
با وجود اینا من پدرومادرم رو خیلی دوست دارم و خوشحالم که کنارم هستن چون پدرومادر هرچی هم مشکلاتی واست به وجود بیارن بازم نعمتیه که باید بابتش شکرگذار باشی
اینو گفتم واسه کسایی که هنوز ازدواج نکردن،لطفا در سن بالا بچه دار نشید
یا اگرم شدید سعی کنید خودتونو یکم آپدیت کنید چون اون بچه باید طبق سن خودش رفتار کنه نه سن شما.
- 😕
من یه دختر ۲۰ ساله ام که پدرم ۷۰ سال و مادرم ۶۳ سالشه
میخوام بدون اغراق بدی ها و خوبی های زندگی با پدر و مادر سن بالا رو بگم
یکی از خوبی هایی که داره اینه که تو اصلا براشون مهم نیستی و برعکس پدر مادرای همسن و سالای من،والدین من اصلا بهم گیر نمیدن و سخت نمیگیرن چیزایی مثل تحصیل،موفقیت،نمره های بالا،دانشگاه و ...
ولی این میتونه بديش هم باشه چون من خودم خیلی آدم رویاپردازی هستم و دلم میخواد به خیلی چیزا برسم ولی به عنوان مثال پدرومادر من فقط به یه دیپلم راضی بودن.
از بدی هاش اینه که من تاحالا تجربه پارک رفتن با خانواده رو نداشتم(چه رسد به مسافرت)یعنی ما واقعا هیجا نمیریم چون پدرومادرم حوصلشو ندارن و هربارم به زور سیزده بدر بردمشون بیرون یعالمه غر زدن و زودی برگشتیم
یا مثلا تاحالا تجربه اینکه پدرومادر واسم تولد بگیرن رو نداشتم
بعدش اینکه من نسبت به همسن و سالام از نظر لباس پوشیدن و آرایش کردن و کارای دخترونه خیلی عقبم چون از بچگی مادرم هیچوقت اینچیزها رو بهم یاد نمیداد و لباسام معمولا پسرونه بود (چون خودشم انجام نمیده)البته همش منو با دخترای دیگه مقایسه میکنه ولی من خیلی اعتماد بنفسمو از دست دادم چون به اندازه یه پسر از کارای دخترونه سر درنمیارم
و وقتایی ام که میخوام با دوستم(کلا یدونه دوست دارم)برم بیرون همش میگه نه نرو که چی بشه و از این حرفا ..
مثلا میگم لوازم آرایشی بخرم میگه نه واسه چیته
میگم لباس جدید بخرم میگه نه هنوز قبلی کهنه نشده
کلا تفکراتشون قدیمه با اینکه از نظر مالی متوسطیم ولی من اجازه ندارم به خودم برسم
و کلا تمرکزش رو اینه که آشپزی یاد بگیرم غذا بپزم و اینکارارو بلد باشم فکر میکنن بجز این چیزی واسه دختر نیاز نیست
با وجود اینا من پدرومادرم رو خیلی دوست دارم و خوشحالم که کنارم هستن چون پدرومادر هرچی هم مشکلاتی واست به وجود بیارن بازم نعمتیه که باید بابتش شکرگذار باشی
اینو گفتم واسه کسایی که هنوز ازدواج نکردن،لطفا در سن بالا بچه دار نشید
یا اگرم شدید سعی کنید خودتونو یکم آپدیت کنید چون اون بچه باید طبق سن خودش رفتار کنه نه سن شما.
- 😕
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
531 نظراما از ی نظر هم همه چی فرق کرده مث قبل نیس
ولی مسافرت میریم .لوازم آرایش دارم .همه کار اکیه دانشگاه هم مخالف بودن میگفتن دانشگاه الان بدرد نمیخوره. رفتم رو مخشون از لوازم آرایشی تا دانشگاه سرکار ک هنوز نرفتم
کار خودت بکن .ویدو چیزی خواستی مثل آرایشی استایل کردن ..لباس بپوشی بهم بگو برات فیلم بفرسم یاد بگیری
حدود ۲۰ و خورده ای سال فاصله دارم ولی دقیقا اوضاعمون همین حالتیه که میگی با این فاصله سنی اینطورین پدر مادرت، فکرشون هم چرت و قدیمیه و یچیزایی رو من باید از بقیه یاد میگرفتم و مامانم که اصل کاری بود چیزی رو یاد من نداده، حتی اتو زدن لباسا رو من از بقیه یاد گرفتم، و ی بدی ای که داره اینه نمیزارن تو خیلی چیزا اونی که میخوام باشم چون یکم مذهبین من نیستم اصلا
در کل دنبال فرار از اینجام😂نه به هر قیمتی عا، ولی خب دنبال اینم برم
خوبیش اینه که بچه اخری همه توجهات برا تو هست
ولی بدیش اینکه تو سن خیلی کم شاهد بیماری و ممکنه فقدان یکی شو تجربه کنی
بت گیربدن دهنتو بگان خوبه؟
مردم قدرداشتهاشونو نمیدونن
هرچقدر بیشتر پیش خانواده بمونی
همونقدر بعدا زندگی متاهلی دلچسبی داری🫠