تجربه پرورش گل و گیاه :
من وقتی ارشد می خوندم فهمیدم خیلی علاقه به گلها دارم ولی هیچ شناختی ندارم.
یکی از بچه ها با رشته غیرمرتبط گلخونه زده بود و خیلی در کارس موفق بود. من از خریدن گلهای خیلی کوچک و ارزون شروع کردم. اسم گل رو از فروشنده می پرسیدم و از نت سرچ میکردم نحوه نگهداری و تکثیر رو. اولین گلی که خریدم یک دونه کاکتوس بود. بعد ۳تا دیگه خریدم. آروم آروم تعداد گلهام زیاد میشدن. یه نظر به گلهای خونه انداختم نیاز به تکثیر تعویض گلدون داشتن یا در حال مرگ بودن به همشون میشه گفت جون دادم. دم در خونمون همکلی گل کاشتم. کل پنجره های خونه پر از گل و گیاه شده بود. کلی پرنده که نمیشناختم به عشق گلهای کاغذی می اومدن می خوندن می رقصیدن. حتی یادمه زنبور می اومد از پشت شیشه پنجره به عشق گلهام میرقصید. برا دیفن باخیا آهنگ های کلاسیک باز میکردم در کمال ناباوری برگهاش می رقصید.
نکات زیادی یاد گرفتم. گل از گلهای خودم به کسی نمیدم مگر اینکه مطمئن باشم خشکش نمیکنه
اصلا یه قانونی هس که به ازای گلی که دادی و خشکوندن یکی از گلهای خودت هم خشکمیشن. چون چند ساله خونه مادرم نیستم گلهام نابود شدن فقط تونستم تعدادی رو مجدد یکجا جمع کنم و زنده کنم.
نکته دیگه یجای خرید گلهای گران قیمت بدون اطلاع از نحوه نگهداری با قلمه از برگ و ساقه و کاشت بذر بهتره یک گل رو از صفر پرورش بدید من خاکشو هم خودم نسبت بندی و مخلوط میکردم کود می دادم که رشد و گل زا بود و کلی از اسمهای علمی گلها رو یاد گرفتم.
دلیل این کارم یکی علاقه بود و دیگری حس و حال خوبی که می گرفتم.
من ساقه خشک بدون گل و ریشه و برگ رو تبدیل به بوته می کردم. از اون گلها یادگرفتم که انسان هم در هر شکلی و حالت بدی باشه بازم راهی برای رشد و جوانه زدن مجدد پیدا میکنه. برا تمدد اعصاب و اسکین روان های حساس بسیارروش خوبی هست که گل و گیاه داشته باشیم.
نکته آخر خار و تیغ هام حتی کاکتوس به دست من فرو نمیرفت اینم از مدارد جالب بود که عمیقا حس کردم گلهام منو میشناختن.
- 💐
من وقتی ارشد می خوندم فهمیدم خیلی علاقه به گلها دارم ولی هیچ شناختی ندارم.
یکی از بچه ها با رشته غیرمرتبط گلخونه زده بود و خیلی در کارس موفق بود. من از خریدن گلهای خیلی کوچک و ارزون شروع کردم. اسم گل رو از فروشنده می پرسیدم و از نت سرچ میکردم نحوه نگهداری و تکثیر رو. اولین گلی که خریدم یک دونه کاکتوس بود. بعد ۳تا دیگه خریدم. آروم آروم تعداد گلهام زیاد میشدن. یه نظر به گلهای خونه انداختم نیاز به تکثیر تعویض گلدون داشتن یا در حال مرگ بودن به همشون میشه گفت جون دادم. دم در خونمون همکلی گل کاشتم. کل پنجره های خونه پر از گل و گیاه شده بود. کلی پرنده که نمیشناختم به عشق گلهای کاغذی می اومدن می خوندن می رقصیدن. حتی یادمه زنبور می اومد از پشت شیشه پنجره به عشق گلهام میرقصید. برا دیفن باخیا آهنگ های کلاسیک باز میکردم در کمال ناباوری برگهاش می رقصید.
نکات زیادی یاد گرفتم. گل از گلهای خودم به کسی نمیدم مگر اینکه مطمئن باشم خشکش نمیکنه
اصلا یه قانونی هس که به ازای گلی که دادی و خشکوندن یکی از گلهای خودت هم خشکمیشن. چون چند ساله خونه مادرم نیستم گلهام نابود شدن فقط تونستم تعدادی رو مجدد یکجا جمع کنم و زنده کنم.
نکته دیگه یجای خرید گلهای گران قیمت بدون اطلاع از نحوه نگهداری با قلمه از برگ و ساقه و کاشت بذر بهتره یک گل رو از صفر پرورش بدید من خاکشو هم خودم نسبت بندی و مخلوط میکردم کود می دادم که رشد و گل زا بود و کلی از اسمهای علمی گلها رو یاد گرفتم.
دلیل این کارم یکی علاقه بود و دیگری حس و حال خوبی که می گرفتم.
من ساقه خشک بدون گل و ریشه و برگ رو تبدیل به بوته می کردم. از اون گلها یادگرفتم که انسان هم در هر شکلی و حالت بدی باشه بازم راهی برای رشد و جوانه زدن مجدد پیدا میکنه. برا تمدد اعصاب و اسکین روان های حساس بسیارروش خوبی هست که گل و گیاه داشته باشیم.
نکته آخر خار و تیغ هام حتی کاکتوس به دست من فرو نمیرفت اینم از مدارد جالب بود که عمیقا حس کردم گلهام منو میشناختن.
- 💐
تجربههای آرایشگری و آموزش
0
پسند
نظرات
140 نظرانقدر گلدونش بزرگه که یک نفری نمیتونیم بلندش کنیم
دیدنش خوبه. ولی نگهداری اصلا
مامان منم داره