تجربه ازدواج سنتی :
من ۲۷ سالمه ۲ سال پیش یک دوست یک آقایی رو برای ازدواج به مادرم معرفی کرد آقا ۴۳ بودن تو نگاه اول بله اختلاف سنی زیاد بود ولی از من به شما نصیحت فرصت هایی ک پیش میاد رو از دست ندید نهایتا به توافق نمی رسید قرار آشنایی گذاشتیم و خب من با این نوع آشنایی قطعا علاقه ای وجود نداشت
ما با چشم باز و منطق و صداقت همدیگه رو تحلیل کردیم
همون اول بهشون گفتم که من توقع حداقل ۴۰ متر خونه تو پایین ترین نقطه استان یک پراید یک شغل ثابت با بیمه و کارت پایان خدمت رو دارم و به همین ترتیب توقعات اولیه مون رو مطرح کردیم و به تفاهم کامل رسیدیم بعد از اون درباره میزان استقلال فکری و شخصیتی صحبت کردیم چون هر دومون برامون مهم بود ک طرف مقابل حتما برای همه تصمیم های زندگیش کاملاااا استقلال داشته باشه(عدم دخالت خانواده و تاثیر پذیری از دوست و آشنا ها ملاک مهمیه)مرحله به مرحله جلو رفتیم کاملا مودبانه و بدون تعارف( تعارف رو بذارید کنار بحث یک عمر زندگیه) بعد از حدود یک ماه درباره مهریه جهیزیه رسم و رسوم مراسمات و زمان بچه دار شدن صحبت کردیم
بعد از دو ماه متوجه شدیم ک میتونیم ادامه بدیم پس یه بله برون مختصر گرفتیم و محرم شدیم اما باز هم قرار گذاشتیم ک تا قبل عقد هر مشکلی به وجود اومد رابطه مسالمت آمیز تموم شه این محرمیت هم بیشتر به علت آشنایی با خانواده ها بود
خوشبختانه خانواده ایشون از من خیلی خوششون اومد و بالعکس (خیلی مهمه تو خانواده طرف مقابل حتما پذیرفته بشین اگه نشین براتون خیلی سخت میشه)
بعد از یک سال آشنایی کامل دیدیم ک برای هم مناسب هستیم عقد کردیم و بعد از گذشت دو سال هم من و هم همسرم بسیار از ازدواجمون راضی هستیم و خیلی هم همو دوست داریم.
درسته که ازدواجمون یکم شبیه معاملات تجاری شد😂ولی ارزش آسایش و آرامشی ک داریم رو داشت
وقتی ذهنتون از هر مشکلی(خانوادگی شخصی مالی) پاک باشه جای بیشتری برای عشق باز میشهازدواج مهمترین اتفاق زندگیتونه پس بیگدار به آب نزنید
ببخشید خیلی طولانی شد.
- 💕
من ۲۷ سالمه ۲ سال پیش یک دوست یک آقایی رو برای ازدواج به مادرم معرفی کرد آقا ۴۳ بودن تو نگاه اول بله اختلاف سنی زیاد بود ولی از من به شما نصیحت فرصت هایی ک پیش میاد رو از دست ندید نهایتا به توافق نمی رسید قرار آشنایی گذاشتیم و خب من با این نوع آشنایی قطعا علاقه ای وجود نداشت
ما با چشم باز و منطق و صداقت همدیگه رو تحلیل کردیم
همون اول بهشون گفتم که من توقع حداقل ۴۰ متر خونه تو پایین ترین نقطه استان یک پراید یک شغل ثابت با بیمه و کارت پایان خدمت رو دارم و به همین ترتیب توقعات اولیه مون رو مطرح کردیم و به تفاهم کامل رسیدیم بعد از اون درباره میزان استقلال فکری و شخصیتی صحبت کردیم چون هر دومون برامون مهم بود ک طرف مقابل حتما برای همه تصمیم های زندگیش کاملاااا استقلال داشته باشه(عدم دخالت خانواده و تاثیر پذیری از دوست و آشنا ها ملاک مهمیه)مرحله به مرحله جلو رفتیم کاملا مودبانه و بدون تعارف( تعارف رو بذارید کنار بحث یک عمر زندگیه) بعد از حدود یک ماه درباره مهریه جهیزیه رسم و رسوم مراسمات و زمان بچه دار شدن صحبت کردیم
بعد از دو ماه متوجه شدیم ک میتونیم ادامه بدیم پس یه بله برون مختصر گرفتیم و محرم شدیم اما باز هم قرار گذاشتیم ک تا قبل عقد هر مشکلی به وجود اومد رابطه مسالمت آمیز تموم شه این محرمیت هم بیشتر به علت آشنایی با خانواده ها بود
خوشبختانه خانواده ایشون از من خیلی خوششون اومد و بالعکس (خیلی مهمه تو خانواده طرف مقابل حتما پذیرفته بشین اگه نشین براتون خیلی سخت میشه)
بعد از یک سال آشنایی کامل دیدیم ک برای هم مناسب هستیم عقد کردیم و بعد از گذشت دو سال هم من و هم همسرم بسیار از ازدواجمون راضی هستیم و خیلی هم همو دوست داریم.
درسته که ازدواجمون یکم شبیه معاملات تجاری شد😂ولی ارزش آسایش و آرامشی ک داریم رو داشت
وقتی ذهنتون از هر مشکلی(خانوادگی شخصی مالی) پاک باشه جای بیشتری برای عشق باز میشهازدواج مهمترین اتفاق زندگیتونه پس بیگدار به آب نزنید
ببخشید خیلی طولانی شد.
- 💕
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
1562 نظربقیه هم میان نظرشون رو میگن
نظر دادن به منظور تصمیم گیری برای زندگی ایشون نیست
برا بیان نظر هر کسیه
کسی تو زندگی بقیه دخالت نکرده که یا بخواد تصمیم بگیره براشون
هر کسی چیزی هم بگه داره نظرش رو میگه
چیزی که به نظرش درست میاد
اگه آدم بتونه نظر کسی رو بشنوه که هیچی دیگه
اونایی هم که توهین کردن واقعا بیشعورن
کسی که باباش ۳۰ سالشه بهتر میتونه با بچش ارتباط بگیره یا کسی که ۶۰ سالشه
هر دوره ای طرز فکر خودشو داره
تورم رو شرایط هم حساب کنید شما خیلیام متاهلن فعلا خونه ندارن
بعد مگه چند سال مونده تا اخر عمر
نتیجه حرف شما این میشه که هرکس پولدار نیست مجرد بمیره بهتره
طرف ۲۵ سال بیشتر زندگی کرده
احتمال تصادفش هم میره بالا تر