تجربه درخواستی :
سلام دوستان شبتون بخیر
اینجا کسی هست که تجربه برداشتن خال مادرزادی رو از روی صورتش داشته باشه؟
هزینه های دکترش چقد شده و چجوری بوده؟
تجربههای درخواستی رو
تو دایرکت چنل بفرستین)
- 🌙
سلام دوستان شبتون بخیر
اینجا کسی هست که تجربه برداشتن خال مادرزادی رو از روی صورتش داشته باشه؟
هزینه های دکترش چقد شده و چجوری بوده؟
تجربههای درخواستی رو
تو دایرکت چنل بفرستین)
- 🌙
تجربههای شخصی
0
پسند
نظرات
972 نظرمرد نگاهش رو کمی پایین آورد، رویِ لبهایِ لرزانِ النا، و بعد دوباره به چشمهاش خیره شد. اون یه قدمِ دیگه جلو اومد، جوری که بدنش تقریباً با بدنِ النا مماس شده بود. گرمایِ نفسهای مرد رویِ پوستِ صورتِ النا مینشست.
«و اگه یه روز اون محافظتها فرو بریزه… چی میشه؟ اونوقت دیگه کسی نیست که بتونه پشتِ اون نقابها ، ازت حفظ کنه.»
مرد بدون هیچ مقدمهای، دستش رو پشتِ گردنِ النا حلقه کردو سمتِ خودش کشید. النا مقاومت نکرد؛ لب های مرد با ولع فضایِ دهنِ النا رو تسخیر کرد. زبانها با یه عجلهیِ بیپروا به هم برخورد کردن و طعمِ تلخِ الکل و شیرینیِ ناشی از هیجان، توی دهنش پیچید.
النا حس کرد دستهای مرد داره لایِ موهاش و بعد پایینتر، رویِ کمرش میلغزه و اون رو محکم به بدنش میچسبونه، جوری که تمامِ لرزشهایِ بدنِ مرد رو حس میکرد. نفسهاشون به هم گره خورد و صدایِ خفه و بیصداشون توی سکوتِ تراس، بیشتر از هر فریادی بلند بود.
درست وقتی که دستِ مرد داشت رویِ منحنیِ کمرِ النا پایینتر میرفت و تنش به اوجِ بیرحمانهاش رسیده بود، صدایِ برخوردِ تندِ قدمها رویِ سنگها، اون لذتِ سیاه رو پاره کرد.
وگرنه درک میکردی من چقدر سر کارای تیم پاراگوئه و اون داور مزخرف امشب حرص خوردمممم😂😂😂