U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
July 04, 2026 at 08:45 PM
Post Image
تجربه درخواستی :

سلام دوستان شبتون بخیر
اینجا کسی هست که تجربه برداشتن خال مادرزادی رو از روی صورتش داشته باشه؟
هزینه های دکترش چقد شده و چجوری بوده؟
تجربه‌های درخواستی رو
تو دایرکت چنل بفرستین)
- 🌙
تجربه‌های شخصی
0 پسند

نظرات

972 نظر
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:46 PM
منم اهلش نیستم
0 پسند
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:44 PM
کاش داشتم
0 پسند
E
elsana198
July 04, 2026 at 11:44 PM
نه تخریب
0 پسند
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:41 PM
بله همین طوره رکن اصلی یک جامعه خانوادس
0 پسند
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:41 PM
نه والا
0 پسند
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:41 PM
علت ناراحتی بی حوصلگی من فقط می‌تونه یه دلیل داشته باشه فقط اونم‌ پوله در غیر اینصورت آدم علی بی غم شادیم😂
0 پسند
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:40 PM
خانواده خیلی تاثیر داره بیشتر ازهمه
0 پسند
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:39 PM
نگاهشون توی تاریکی گره خورده بود. تنشِ بینشون دیگه فقط یه کششِ ساده نبود؛ یه جورِ جنگِ بی‌صدا بود بین دو تا شکارچی.

مرد نگاهش رو کمی پایین آورد، رویِ لب‌هایِ لرزانِ النا، و بعد دوباره به چشم‌هاش خیره شد. اون یه قدمِ دیگه جلو اومد، جوری که بدنش تقریباً با بدنِ النا مماس شده بود. گرمایِ نفس‌های مرد رویِ پوستِ صورتِ النا می‌نشست.

«و اگه یه روز اون محافظت‌ها فرو بریزه… چی می‌شه؟ اون‌وقت دیگه کسی نیست که بتونه پشتِ اون نقاب‌ها ، ازت حفظ کنه.»

مرد بدون هیچ مقدمه‌ای، دستش رو پشتِ گردنِ النا حلقه کردو سمتِ خودش کشید. النا مقاومت نکرد؛ لب های مرد با ولع فضایِ دهنِ النا رو تسخیر کرد. زبان‌ها با یه عجله‌یِ بی‌پروا به هم برخورد کردن و طعمِ تلخِ الکل و شیرینیِ ناشی از هیجان، توی دهنش پیچید.

النا حس کرد دست‌های مرد داره لایِ موهاش و بعد پایین‌تر، رویِ کمرش می‌لغزه و اون رو محکم به بدنش می‌چسبونه، جوری که تمامِ لرزش‌هایِ بدنِ مرد رو حس می‌کرد. نفس‌هاشون به هم گره خورد و صدایِ خفه و بی‌صداشون توی سکوتِ تراس، بیشتر از هر فریادی بلند بود.
درست وقتی که دستِ مرد داشت رویِ منحنیِ کمرِ النا پایین‌تر می‌رفت و تنش به اوجِ بی‌رحمانه‌اش رسیده بود، صدایِ برخوردِ تندِ قدم‌ها رویِ سنگ‌ها، اون لذتِ سیاه رو پاره کرد.
0 پسند
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:36 PM
چون فوتبالی نیستی خب اینجوریه
وگرنه درک میکردی من چقدر سر کارای تیم پاراگوئه و اون داور مزخرف امشب حرص خوردمممم😂😂😂
0 پسند
A
ناشناس
July 04, 2026 at 11:36 PM
شاید بخاطر این زود بزرگ شدیم بچگی تفریح نکردیم
0 پسند

ثبت نظر شما