تجربه ی دریافت کارت اهدای عضو :
من از اونایی بودم که همیشه وقتی صحبت مرگ و این چیزا میشد جا خالی میدادم نمیخواستم بهش فکر کنم چون حس میکردم سنگینه ترسناک و اصلاً چه کاریه آدم به مردنش فکر کنه ولی یه بار یه کلیپ دیدم از یه مادر که میگفت قلب پسرش تو سینه یه آدم دیگه داره میتپه اون لحظه واقعاً یهو انگار یه چیزی ته دلم تکون خورد
پیش خودم گفتم خب من که بعد مرگم دیگه کاری ازم برنمیاد پس اگه یه تیکه از بدنم بتونه یه نفر دیگه رو نجات بده چرا که نه خیلی با خودم کلنجار رفتم اول حس کردم یه جور ترسه انگار با گرفتن اون کارت مرگمو پذیرفتم ولی بعد بهش یه جور نگاه دیگه کردم انگار یه هدیه اس یه امید برای یه آدم دیگه که شاید هنوز دلش میخواد زندگی کنه
رفتم سایت اهدای عضو ثبتنام کردم خیلی راحت بود فقط یه فرم ساده بود مشخصاتمو زدم و چند روز بعد کارت دیجیتال برام اومد وقتی دیدمش یه حس خاصی داشتم نه غم نه شادی یه حس قوی که انگار یه تصمیم بزرگ گرفتم حتی یه کم احساس بزرگی کردم انگار یه ذره مهمتر شدم تو این دنیا
الان هروقت بهش فکر میکنم یه جور آرامش دارم که اگه یه روزی نباشم شاید بودن یه قسمت از من بتونه زندگی یکی دیگه رو ادامه بده و خب این قشنگه خیلی قشنگتر از ترسیدن از مرگ.
- 🙂
من از اونایی بودم که همیشه وقتی صحبت مرگ و این چیزا میشد جا خالی میدادم نمیخواستم بهش فکر کنم چون حس میکردم سنگینه ترسناک و اصلاً چه کاریه آدم به مردنش فکر کنه ولی یه بار یه کلیپ دیدم از یه مادر که میگفت قلب پسرش تو سینه یه آدم دیگه داره میتپه اون لحظه واقعاً یهو انگار یه چیزی ته دلم تکون خورد
پیش خودم گفتم خب من که بعد مرگم دیگه کاری ازم برنمیاد پس اگه یه تیکه از بدنم بتونه یه نفر دیگه رو نجات بده چرا که نه خیلی با خودم کلنجار رفتم اول حس کردم یه جور ترسه انگار با گرفتن اون کارت مرگمو پذیرفتم ولی بعد بهش یه جور نگاه دیگه کردم انگار یه هدیه اس یه امید برای یه آدم دیگه که شاید هنوز دلش میخواد زندگی کنه
رفتم سایت اهدای عضو ثبتنام کردم خیلی راحت بود فقط یه فرم ساده بود مشخصاتمو زدم و چند روز بعد کارت دیجیتال برام اومد وقتی دیدمش یه حس خاصی داشتم نه غم نه شادی یه حس قوی که انگار یه تصمیم بزرگ گرفتم حتی یه کم احساس بزرگی کردم انگار یه ذره مهمتر شدم تو این دنیا
الان هروقت بهش فکر میکنم یه جور آرامش دارم که اگه یه روزی نباشم شاید بودن یه قسمت از من بتونه زندگی یکی دیگه رو ادامه بده و خب این قشنگه خیلی قشنگتر از ترسیدن از مرگ.
- 🙂
تجربههای الهی و معنوی
0
پسند
نظرات
1084 نظربا ۵٪ درگیری ریه سر کرونا رفت بیمارستان
بعد چند روز جنازش و تحویل دادن،
نمیزاشتن نزدیکش بشیم، حتی بچه هاش
چ ربطی داره
رفتم دندون پزشکی میگه چرا مسواک نمیزنی
میگم دکتر جون دندون کشیدم خونش باز میشه
میگه خب چی میشه؟؟😂
ولی اینقدر هم کثافت برنداشته تموم سیستم و فرآیندهای اعضای بدن رو
چه ربطی داره؟
چون ارشد ژنتیک داره هر چی گفت قبول کنیم؟😐🦦