تجربه زندگی مجردی :
سلام بچهها خوبیییید؟
خب بخوام از تنهایی زندگی کردن صحبت کنم اولش به بدیهاش اشاره میکنم.
خب با توجه به شرایط اقتصادی حال حاضر خیلی اذیت میشی بابت خرج و مخارج، چون باید حواست به همه چی باشه از خورد و خوراک گرفته تا مواد شوینده همه چیو باید تهیه کنی، از اساب اثاثیه هم که نگمممممم برات واقعا کمر شکنه:))) ولی خب خورد خورد میتونی جمع کنی و تنها بدی تنها زندگی کردن فقط هزینه های مالیشه بقیش راحته.
و اینم بگم که من مرکز تهران زندگی میکنم و ۴۰۰ میل پول رهن دادم و ماهی ۱۵ میلیون کرایه میدم. و خب صابخونم بینهایت ادم باشعوریه و کلی هوامو داره
و اما از خوبیاش:
مهم تر از هر چیزی این که اعصابت راحته!
میدونید!!!، با توجه به خونواده های ایرانی که خودم توش بزرگ شدم و دیدم، میدونم که بعد از یه سن قابل توجهی زندگی با پدر و مادر چقد میتونه به ادم آسیب بزنه، به معنای واقعی دهن ادم صاف میشه.
از طرف دیگه وقتی تنهایی میتونی با عقاید و باور های خودت زندگی کنی نه پدر و مادر، ( مسافرت میری، گردش میری، درس میخونی مهمونی میری و...) و قرار هم نیست کسی سرت هی داد بزنه و یا غرغر کنه،
به معنای واقعییییی تو خونه خودت قانون نداری، به کسی جواب پس نمیدی که چرا این ساعت میخوابی این ساعت بیدار میشی چرا روزی دوبار دوش میگیری یا چرا این غذا رو میخوری این لباس رو میپوشی
قانون نداره ،واسه خودت رو بخاری میشینی، روکابینت میشینی هروقت بخوای کولر میزنی کسی نیست گیر بده بگه خاموش کن فلان
ووووو..کلی از این بیقانونی ها تجربه میکنی
در کلللل پیشنهاد میدم تنهایی زندگی کردن رو تجربه کنید اون موقعس که دیگه برنمیگردید سمت زندگی با خانواده.
- 🥳
سلام بچهها خوبیییید؟
خب بخوام از تنهایی زندگی کردن صحبت کنم اولش به بدیهاش اشاره میکنم.
خب با توجه به شرایط اقتصادی حال حاضر خیلی اذیت میشی بابت خرج و مخارج، چون باید حواست به همه چی باشه از خورد و خوراک گرفته تا مواد شوینده همه چیو باید تهیه کنی، از اساب اثاثیه هم که نگمممممم برات واقعا کمر شکنه:))) ولی خب خورد خورد میتونی جمع کنی و تنها بدی تنها زندگی کردن فقط هزینه های مالیشه بقیش راحته.
و اینم بگم که من مرکز تهران زندگی میکنم و ۴۰۰ میل پول رهن دادم و ماهی ۱۵ میلیون کرایه میدم. و خب صابخونم بینهایت ادم باشعوریه و کلی هوامو داره
و اما از خوبیاش:
مهم تر از هر چیزی این که اعصابت راحته!
میدونید!!!، با توجه به خونواده های ایرانی که خودم توش بزرگ شدم و دیدم، میدونم که بعد از یه سن قابل توجهی زندگی با پدر و مادر چقد میتونه به ادم آسیب بزنه، به معنای واقعی دهن ادم صاف میشه.
از طرف دیگه وقتی تنهایی میتونی با عقاید و باور های خودت زندگی کنی نه پدر و مادر، ( مسافرت میری، گردش میری، درس میخونی مهمونی میری و...) و قرار هم نیست کسی سرت هی داد بزنه و یا غرغر کنه،
به معنای واقعییییی تو خونه خودت قانون نداری، به کسی جواب پس نمیدی که چرا این ساعت میخوابی این ساعت بیدار میشی چرا روزی دوبار دوش میگیری یا چرا این غذا رو میخوری این لباس رو میپوشی
قانون نداره ،واسه خودت رو بخاری میشینی، روکابینت میشینی هروقت بخوای کولر میزنی کسی نیست گیر بده بگه خاموش کن فلان
ووووو..کلی از این بیقانونی ها تجربه میکنی
در کلللل پیشنهاد میدم تنهایی زندگی کردن رو تجربه کنید اون موقعس که دیگه برنمیگردید سمت زندگی با خانواده.
- 🥳
تجارب زندگی مستقل
0
پسند
نظرات
1506 نظرهمه اینچیزایی که گفتی هم به کتفم نیستن
هم تجربه زندگی توی خوابگاه رو دارم، هم تجربه زندگی بین خانواده
ولی واقعا اعصاب زندگی بین افراد دیگه رو ندارم، دلم میخواد یه جا تنهایی زندگی کنم که کسی کاری به کارم نداشته باشه
حتی شده دو ساعت، ولی فقط تنها باشم... واقعا خسته شدم
شاید خانواده و پدر و مادری پشتش بودن که به ارزش هاش احترام گذاشتن و به خاطر خواسته دخترشون و راحتی و آرامشش پا روی یه سری از تعصبات خودشون گذاشتن و کلی استرس رو هم به خاطر این دوری تحمل کردن
وگرنه پدری که بگه بشین همینجا و تا شوهر نکردی ازین خونه تکون نخور همچین هم حامی خاصی نیس و کار خاصی نکرده
اصلا انگار زندگی یه جور دیگه س که تا حالا نبوده، انگار داری پرواز می کنی، آروم و رها.
البته باید چهارچوب های خودت رو داشته باشی و عقده ای بازی و جوگیر بازی در نیاری که آخر و عاقبت خوبی نداره.
نهایت هم دو سه سال انقدر حس خوب بهت میده، بعدش کم کم عادی میشه
زمان زیاد که باشه روحت رو فرسایش میده .افسردگی میگیری .دیگه با کمتر کسی اخت میشی .بدخلق میشی .شبا از تنهایی میترسی. اگه دختر هم که باشی تو این جامعه محاله جنس مخالفت ضربه روحی احساسی بهت نزنه چون میفهمه حامی نداری