U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
November 14, 2025 at 04:40 PM
تجربه رابطه لانگ :

دخترم و ۲۳ سالمه
حدودا یک سال پیش با شخصی تو فضای مجازی آشنا شدم.اولش صحبت های عادی و کم کم بهش علاقه مند شدم و اونم اظهار علاقه کرد و وارد رابطه شدیم.خیلی هیجان داشتم .دفعه اولم بود ک ی همچنین چیزی رو تجربه میکردم .بعد من تو ی خانواده به شدت بسته بزرگ شدم .جایی دختر حق نداره تنها از خونه بیرون بره ،لاک بزنه ،موبایل داشته باشه....شاید فکر کنید ک از ی خانواده بی سواد با انواع خرافه و تعصب کورکورانه بزرگ شدم ...اما باید بگم که متاسفانه وضعیت من تو ی خانواده باسواد و تحصیل کرده اینجوره.
خلاصه با این همه محدودیت و ترسی که داشتم
باهاش رابطه ام رو ادامه دادم چون واقعا دوسش داشتم.ما حتی قول و قرار ازدواج هم گذاشته بودیم.واسه همین خیلی پررو شده بود و مدام ازم نود میخواست.جوری شده بود ک توجهش به من شرطی شده بود ...اگه نود میدادم توجه و عشق بود .اگه نودی در کار نبود از ی غریبه هم باهام سرد تر برخورد می‌کرد...و دوستان واقعا برای خودم متاسفم که تصور میکردم چنین شخصی واقعا منو دوست داره .من واقعا دوسش داشتم و نمی‌خواستم از دستش بدم.بعد از طرفی منی که رنگ آفتاب رو هم نزاشتن ک ببینم به این آقا همه چیزمو دادم رفت.حیا و پاکیم رو ازم گرفت .اون آنلاین بودنش به کل بسته بود بعد همیشه بهش میگفتم ک چرا نیستی چرا این همه دور و سردی ؟ می‌گفت ک من خیلی شلوغم.بهش حق میدادم .بخاطر شرایط خاصش باید دانشگاه می‌رفت سربازی هم می‌رفت بعد این آقا پزشکی هم میخوند و خب منم با این دید ک درساش سنگینه خودمو قانع میکردم که خب مثلاً حالا در طول روز  دو‌ الی سه کلمه کوتاه باهام حرف میزنه...سرش شلوغه.تا امشب بهش گفتم که آنلاین بودنت رو برام باز کن ،و متوجه شدم این آقا تا دو‌ نیمه شب آن هستش و همیشه هم همین طوریه.
بچه ها من خیلی خورد شدم
خیلی شکسته شدم
بخدا که این آدم قلبمو له کرد .خیلی اذیتم کرد .خیلی نادیده ام گرفت .به قدری ک خودش بهم گفت که من خون تورو میکنم تو شیشه اما تو بازم صبوری و مهربونی می‌کنی بهم میگفت چطور این همه مهربونی......
غم دنیا تو قلبمه .تمام قلب و ذهن و زندگیم رو دادم به کسی که دوسم نداشت
بعد بچه ها میدونید وقتی بهش میگفتم اگه دوستم نداری بگو بهم ،من میرم...هزاران بار بهش گفتم
می‌گفت نه من تورو دوست دارم
نمیدونید.نمیدونید که این رفتارش چقدر بهم ضربه میزد....ببینید وقتی که واقعا عاشق ی نفر باشید طرف هرچقدر هم بهت اهمیت نده دوست نداشته باشه بازم موقع رفتن دنبال ی دلیل برای موندنید با ی جمله دوستت دارم  .دست و پاتون برا رفتن شل میشه...برا من ک اینجوری بود
بچه ها چرا این کارو باهام میکرد؟حداقل اگه حقیقت احساسش رو به زبون میورد...من راحت تر می‌تونستم برم.اما همین رو هم ازم دریغ میکرد.حقم داشت آخه چه کسی ی احمق به تمام عیار رو که هرچقدر هم که نادیده اش بگیری اون با تمام وجودش بهت عشق میورزه و تموم احساس و عاطفه و مهربونیش رو خرجت میکنه واز گل بهت نازک تر نمیگه.کسی که از همه چیزش برات مایه میزاره رو همین جور الکی رد کنه بره؟
من امشب با تموم عشقی که بهش داشتم ...تموم کردم باهاش.بچه ها دعا کنید بهش برنگردم .من خیلی تو این رابطه عذاب میکشم.نمیخوام دوباره همه اون حس های وحشتناک اون کمبود محبت ها اون احساس کافی نبودن ها رو تجربه کنم.
از من ک دیگه گذشت .فقط میتونم به شما بگم ، ساده دل نباشید ،ساده باشید ،بازیچه میشید. مثل من
و قوی باشید و هیچوقت کسی رو تکیه گاه خودتون نکنید.اگرم کردید ،به ی تکیه گاه واقعی تکیه کنید .
- 🖤
تجربه‌های ازدواج و روابط
0 پسند

نظرات

1679 نظر
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:35 PM
دقیقا
ی خانمه اومده بود چشمش رو عمل کنه بعد تو اتاق عمل باید دندون مصنوعی رو در بیاری خانمه گفت من در نمیارم شوهرم نمیدونه من دندونام مصنوعی هست میگفت ۲۵ ساله باهم زندگی می‌کنیم
بعد نمیدونم چه جوری میتونن دو روزه اونم مجازی طرفو بشناسن
0 پسند
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:35 PM
آره دیگه مثلا شاید نبینین همو اصلا شاید بیاد شهرتون ببینید همو، اگه یه خارجیم هم باشه قبوله مثلا کشور دیگه
0 پسند
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:35 PM
خاک بر سرش پزشک مملکت چی می خواد بشه ؟ ! متاسفم
0 پسند
J
Jklhvhiktf
November 14, 2025 at 05:34 PM
چقد قشنگ گفتی
0 پسند
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:34 PM
شاید خیلی دیدی، بیشترش مونده هنوزم باید ببینی
0 پسند
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:34 PM
شبیه رمانه ؟😂
0 پسند
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:33 PM
چه قهبه ای بوده یارو
0 پسند
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:33 PM
اینکه آدم خودشم باید زرنگ و آدم شناس باشه شکی نیست اما اگه آه و نفرین کسی پشت سر آدم باشه خیر از زندگیش نمیبینه به شخصه خیلی دیدم
0 پسند
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:33 PM
عشق اول اینه
هرزمان درد بیشتری رو تجربه میکنی بیخیال تر میشی
نگران نباش چند سال بعد حتی این چیزا برات مهمم نیست
به قول گفتنی یالوم😂
دیگر هیچ چیز نمی‎تواند او را بترساند یا متأثر کند. همه آن هزاران رشته میل و اشتیاق که ما را به دنیا وصل می‎کند و بار رنجی مداوم لبریز از اضطراب، ولع، خشم و ترس به این سو و آن سو می‎کشاند همه و همه را بریده است. لبخند می‎زند و با آرامش به خیالات گذرای این دنیا می‎نگرد، دنیای که به بی‎اعتنایی یک شطرنج‎باز در پایان بازی، در برابر او ایستاده است

بدترین قسمت اینکه حتی دیگه راجب عشق هم بیخیال خواهی بود بعد شکست های عشقی
پس روابط مختلف رو تجربه نکن جز رابطه ای برای ازدواج
0 پسند
A
ناشناس
November 14, 2025 at 05:33 PM
بله
اونم دلایل خودشو داره ولی واسه همه که نیست
0 پسند

ثبت نظر شما